به دنبال چه هستی؟

مطالب متنوع از هر چیزی که بخواهید

آمادگی برای بازنشستگی
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩ 

بازنشستگی

آماده شدن برای بازنشستگی، همانند ساخت یک سیستم خوب استریو است. ورودی خوب، آمپلی‌فایر مناسب و بلندگوهایی که نمایانگر کیفیت خوب خروجی هستند

اگر یک سی‌ دی رایتر هم به آن اضافه کنید، می ‌توانید گنجینه ‌ای از آثاری داشته باشید که با کیفیتی برتر ضبط شده ‌اند.

بازنشستگی نیز یک ورودی است و ابزارهای متعددی دارد که می‌ توانند در طول زمان، سرمایه ‌گذاری شما را ذخیره و یا افزایش دهند. اگر آماده شوید، بازنشستگی شما ،مانند یک سیستم خوب استریو خواهد بود!

 


شما باید به این پرسش‌ های مهم پاسخ دهید:

چه زمانی می‌ خواهم بازنشسته شوم و چه سبک زندگی را برای خودم می‌ خواهم؟

برای حفظ این سبک زندگی، به چقدر پول نیاز دارم؟

چه چیزهایی را باید در کوتاه مدت فدا کنم تا به ارزش ‌هایی بلندمدت دست یابم؟

در حال حاضر باید چه نوع سرمایه ‌گذاری ‌هایی بکنم؟

 


پرسش ‌های مهم

چگونه می ‌توانم برآورد کنم که در زمان بازنشستگی به چقدر پول نیاز دارم؟

برنامه ‌ریزان مالی وب سایت ‌های ویژه‌ بازنشستگی، دارای «ماشین‌حساب ‌هایی» هستند که آمار و ارقام مورد نیاز را در اختیار شما قرار می‌ دهند. آنها از شما می ‌پرسند: در زمان بازنشستگی، هر ساله به چقدر درآمد نیاز دارید، چه مدت پس از بازنشستگی نیازمند این درآمد هستید، چه منابع درآمدی در اختیار دارید؟ بر اساس این اطلاعات و دیگر داده‌ ها، آنها می ‌توانند به شما بگویند که چگونه شکاف میان آنچه که نیاز دارید و آنچه را که پیش ‌بینی می‌کنید خواهید داشت، پر کنید. شما می ‌توانید با مشورت وکمک یک برنامه ‌ریز مالی، چنین شکاف ‌هایی را با سرمایه ‌گذاری خود برای آینده از میان ببرید. ممکن است بانک شما، بخشی از این مشاوره را به طور رایگان در اختیار شما قرار دهد.


آیا باید اول بدهی‌ هایم را بپردازم یا شروع به پس‌ انداز کنم؟

عموماً، بهتر است که اول بدهی ‌هایتان به ویژه بدهی ‌های مربوط به کارت ‌های اعتباری را بپردازید. چرا؟

سود کارت اعتباری بالاتر از سود پرداخت شده بوسیله دیگر حساب ‌های پس ‌انداز یا سرمایه‌ گذاری است. بازپرداخت این بدهی ‌ها، باعث صرفه‌ جویی شما در قبال هزینه‌ سودی می ‌شود که در آینده برای شما در نظر گرفته خواهد شد. وقتی این بدهی مستهلک شد، شما می‌ توانید عادت کنید که مقداری مشخص پول را کنار بگذارید. این همان میزانی است که می ‌توانید در دوران بازنشستگی از آن بهره ببرید.
اما این قاعده یک استثنا هم دارد. اگر کارفرمای شما دارای یک برنامه‌ بازنشستگی است و کارمندان نیز در آن سهم دارند، عاقلانه است که تا می‌ توانید در این برنامه سهم داشته باشید زیرا مشارکت کارفرمای شما یک امتیاز بزرگ است.

علاوه بر بخش مالی، آیا باید در قبال موضوعات دیگری نیز برای دوره‌ بازنشستگی خویش برنامه‌ ریزی کنم؟
بازنشستگی می ‌تواند زمانی باشد که شما هیچ کاری در آن ندارید و در عین حال والدین فرزندان خود نیز هستید. آنانی که بهترین استفاده را از «سال ‌های طلایی» خود برده ‌اند، می ‌گویند که بهره بردن از منافع کار کردن، یک عامل کلیدی است. مسلماً، مطلوب یا حتی مهم است که کاری نیمه وقت داشته باشید. در عین حال، بازنشستگی این فرصت را به شما می ‌دهد تا چیزهایی را تجربه کنید که هرگز قبلاً زمانی برای آنها نداشته ‌اید مانند سفر، اجرای کارهای داوطلبانه، آموزش، مطالعه، تمرینات ورزشی، آشپزی، گذراندن اوقات با دوستان و خانواده یا آغاز یک زندگی جدید. بهترین حالت آن است که از هم‌ اکنون خود را آماده کنید نه اینکه منتظر بمانید تا ببینید چه پیش می ‌آید.


عملی ساختن آن ،ببینید چقدر درآمد می ‌توانید داشته باشید

کمی در مورد سطح مهارت‌ ها و عنوان شغلی خود تحقیق کنید. نگاهی به هر دو بخش خصوصی و دولتی بیاندازید و ببینید آنها چه مزایایی دارند مانند پوشش بیمه، کمک حساب بازنشستگی، پاداش ‌ها و مشوق ‌ها. اگر شما نمی‌ خواهید همان کاری را بکنید که دیگر افراد مشابه شما می‌ کنند، بهتر است دنبال فرصت‌ های دیگری بگردید.

همچنین آموزش و تحصیل بیشتر را در نظر بگیرید. داشتن مدرک دانشگاهی، ارزش شما را نزد کارفرمایتان بالا می ‌برد. تصور کنید که اگر خواهان ۳۰ درصد افزایش حقوق سالیانه هستید، تفاوت در درآمدی که طی یک دوره‌ ۴۰ ساله خواهید داشت، هزاران دلار بیشتر خواهد بود!


ببینید در عرض ۵ یا ۱۰ سال آینده یا حتی بیشتر از آن، می‌ خواهید در کجا باشید
تعیین هدف ،زمانی ارزش بالایی دارد که موضوع دوران شغلی و بازنشستگی شما مطرح است. این مهم است که واقعیت‌ های عملی را از تفکرات ذهنی خود جدا کنید. وقتی در مورد اولویت ‌هایتان مانند سفر، فرزندان، دانشگاه آنها، کاهش وزن، خرید یک خانه یا یک وسیله‌ تفریحی تصمیم ‌گیری کردید، پولی را که برای آنها مد نظر دارید کنار بگذارید. اگر این کار را نکنید، شوکه خواهید شد.


به درستی، تأمین بودجه کنید

برای برخی افراد، تأمین بودجه همانند گرفتن یک دوش آب سرد است. برای دیگران، این کار می‌تواند به معنای تفاوت میان آسایش و فاجعه باشد. در حقیقت، تأمین بودجه به شما کمک می‌ کند تا آنچه را که به آن علاقه‌ وافری دارید انجام دهید . همچنین به شما کمک می‌کند تا سریع ‌تر و راحت‌ تر آنچه را که در نظر دارید، بخرید. هدف اصلی این موضوع صرف هزینه‌ کمتر و پرهیز از بدهی است.


به تدریج سرمایه ‌گذاری کنید

مزیت سرمایه ‌گذاری مانند شرکت ‌های سرمایه‌ گذاری، سهام، اوراق قرضه و دیگر پس ‌اندازها آن است که از طریق سرمایه‌ گذاری، همیشه سودی بالاتر از آنچه که بابت نرخ بهره می ‌پردازید، دریافت کنید. تنها مشکل سرمایه ‌گذاری این است که این کار توأم با ریسک است. مطالعه‌ شیوه ‌های سرمایه‌ گذاری و مشورت با برنامه ‌ریزان سرمایه گذاری، روش ‌هایی برای دستیابی به دانش و اعتماد لازم هستند.


خود و خانواده‌ خویش را مصون نگاه دارید

بیمه نامه ، وصیت ‌نامه و حتی یک طرح ساده‌ مستغلات ،می ‌توانند دارایی ‌هایی ارزشمند در زمان تدوین یک استراتژی بلندمدت برای زندگی باشند. بیمه‌ «تمام عمر» نمایانگر آن است که فرد با پرداخت حق بیمه، این امکان را به وجود می‌ آورد که در اثر جراحت شدید یا فوت، بیمه‌ تمام عمر، جایگزین درآمد از دست رفته ‌اش شود. بیمه‌ «دوره ‌ای» مخصوص کسانی است که نه فرزندی دارند و نه خویشاوندی. بیمه‌ «ازکارافتادگی» جایگزین درآمد شما در اثر بیماری یا جراحت می‌شود. وصیت ‌نامه تضمین می ‌کند که اموال شما به تاراج نروند.


یک زندگی خارج از کار داشته باشید

به زبان آماری، افرادی که تمام عمر خود را به کارشان اختصاص می ‌دهند، همانند دیگرانی که در این مدت به بازنشستگی خود هم فکر کرده‌ اند، از این دوره‌ زندگی خود لذت نمی ‌برند. قبلاً هرگز این همه فرصت انتخاب پیش روی بازنشستگان وجود نداشت تا فعالیت کنند و در زندگی خود نقش ایفا کنند. برنامه‌ ریزی اهمیت فزاینده ‌ای در این خصوص دارد.

سازمان ‌های غیر دولتی، کلیساها، مدارس و حتی نهادهای دولتی، آماده‌ جذب داوطلبان هستند. داوطلب شدن، روشی برای اشتغال به یک کار متفاوت در زندگی و در عین حال روشی برای جامعه‌ پذیری و ادامه‌ تحصیل است.


اشتباهات رایج

نگارش یک برنامه‌ بسیار بلند برای دوره‌ بازنشستگی

همواره هشدار داده می‌ شود که بازنشستگی در راه است و شما عادت می‌ کنید در حالی که هنوز بیش از بیست و چند سال سن ندارید، به پس ‌انداز بپردازید. اگر شما در طرح‌ های اینچنینی سرمایه گذاری نکنید، می ‌توانید پول آزاد زیادی داشته باشید.


عمیق شدن در قبال بازنشستگی و تبدیل شدن به یک مشتری همیشه بدهکار

همه‌ ما می‌ خواهیم در پایان ماه از توازن در کارت‌ های اعتباری خود برخوردار باشیم اما این اتفاق به ندرت رخ می‌دهد. با ایجاد بدهی بیشتر، آن هم با نرخ بهره‌ بالاتر، شما هرگز پول نقد کافی برای پرداخت هزینه‌ کالاها و خدماتی که می ‌خرید، نخواهید داشت.


اجاره به جای خرید

مالکیت خانه، بهترین روش برای پس ‌انداز کردن است. آن وقت که مانده بدهی وام‌ های مسکن کاهش یابند، بالطبع ارزش خانه‌ شما بالا می ‌رود. این امر در زمان فروش، به عنوان ارزش افزوده تلقی می ‌شود. همچنین بهره‌ای که بابت وام مسکن باید بپردازید، معاف از مالیات است که این امر فشار مالیاتی وارده بر شما را کاهش می ‌دهد.

اما باید مراقب این ارزش افزوده در قبال خانه‌ خود باشید. اگر شما خانه‌ رؤیایی خویش را بخرید، و این امر باعث شود که شما نتوانید پولی اضافی برای دوران بازنشستگی خود پس‌انداز کنید، این به معنای آن است که بیش از حد بر روی خانه‌ خود حساب کرده‌ اید. پس بهتر است بر روی خانه‌ای ارزان ‌تر سرمایه گذاری کنید و همچنان و به طور همزمان به پس ‌انداز برای دوره‌ بازنشستگی ادامه دهید.


حفظ نادرست سوابق

ناتوانی در حفظ سوابق، به معنای پرداخت مالیات، به میزانی فراتر از میزانی است که باید بپردازید. معافیت مالیاتی، تنها راه برای ثروتمند شدن نیست! ولی با این حال شما باید سوابق کاری خود را به خوبی نگهداری کنید تا بتوانید برای اثبات ادعای خود مبنی بر معافیت از مالیات، از آنها استفاده کنید.


سرمایه گذاری بر روی قلب نه بر روی سر

غم‌انگیز است که سالانه حجم زیادی از پولی که با سخت کوشی افراد گردآوری شده، به دلیل سرمایه گذاری‌ های بد از میان می‌رود. طرح‌ های «به سرعت ثروتمند شوید»، باعث می ‌شود که سالانه هزاران سرمایه‌ گذار، میلیون ها دلار متضرر شوند.

مراقب افرادی باشید که آنان را نمی ‌شناسید ولی فشار زیادی بر شما وارد می‌ کنند تا چیزی را بخرید. همچنین، آنان شما را به سرمایه گذاری ‌هایی ترغیب می ‌کنند که اطلاعات زیادی درباره‌ آنها ندارید. مسلماً آنچه که سود بالایی دارد، عاری از ریسک نیست. بهتر است به سراغ یک مشاور حرفه‌ ای بروید که می‌ تواند به شما در اتخاذ تصمیماتتان برای سرمایه گذاری در حوزه ‌های مورد نظرتان کمک کند.

 


 
سال نو شما مبارک؟!!!
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩ 

تصویر نوروز

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

 

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز


چو آتش در درخت افکند گلنار

دگر منقل منه آتش میفروز


چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست

حسدگو دشمنان را دیده بردوز


بهاری خرمست ای گل کجایی

که بینی بلبلان را ناله و سوز


جهان بی ما بسی بودست و باشد

برادر جز نکونامی میندوز

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

 

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز


چو آتش در درخت افکند گلنار

دگر منقل منه آتش میفروز


چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست

حسدگو دشمنان را دیده بردوز


بهاری خرمست ای گل کجایی

که بینی بلبلان را ناله و سوز


جهان بی ما بسی بودست و باشد

برادر جز نکونامی میندوز

اراده‌ی خداوندی در حیات دوباره ی آفرینش و تذکار الهی، دگرگونی و تحول، بالندگی و سرزندگی، ازبستر بهار در تجلی است؛ و نوروز ، جشنواره‌ی یگانگی سر و دست بر آسمان بردن همه ایرانیان در لحظه ی تحویل سال است و در زمزمه و نجوا، طلب دنیا و عقبا نمودن از یکتاست و پیاده‌کردن رسمی از شریعت مصطفی، همان تجدید دیدارها است.

 

خدواند منان را سپاس گذاریم که توفیقمان داد زمان تحویل سبز طبیعت رابه شما تبریک گفته ،سلامتی و موفقیتتان را  از محضر الطاف و عنایات بی کران خداوند سبحان مسئلت مینمایم .

 


کلمات کلیدی:
 
آشنایی با نوروز؟!!!!
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩ 

نوروز:


 پیدایش آن و برخی از رویدادهایی که در طول تاریخ در این روز و یا به این مناسبت روی داده است
نوروز و آیینهای باشکوه آن، مسیری سه هزار ساله و پرپیچ و خم را پیموده تا به ما رسیده است. «نوروز» کهنسالترین آیین ملی در جهان است که جاودانه مانده و یکی از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرینهای جنوبی) است. آیینهای برگزاری این جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پیش تفاوت چشمگیر نکرده و به همین دلیل عامل وحدت فرهنگی ساکنان ایران زمین به شمار میرود که آن را در هر گوشه از جهان که باشند، یکسان برگزار میکنند و بزرگ میدارند و به همین جهت است که اندیشمندان «نوروز» را مظهر پایدار هویت و ناسیونالیسم ایرانی خوانده اند که مورخان در قوه محرکه اش تردید ندارند؛ زیرا که در طول تاریخ نیروی عظیم و کارآییهای فراوان آن را درک کرده اند.

نوروز روز ملی و جشن همه کسانی است که در فلات ایران ( ایران زمین ) خود یا نیاکانشان به دنیا آمده اند و تاریخ و فرهنگ مشترک دارند، از جمله تاجیکها، افغانها، کردها و ساکنان سرزمینهایی که در طول قرون و اعصار، امپراتوری ایران را تشکیل داده بودند.

 

دو قرن است که امپراتوری ایران براثر توطئه های استعمارگران اروپایی از میان رفته است، اما فرهنگ مشترک و مدنیت غنی قوم ایرانی باقی مانده و نوروز همچنان روز ملی همه مردمی است که از کوههای پامیر و بدخشان تا انتهای کوههای کردستان سوریه و از قفقاز تا رود سند و منطقه خلیج فارس سکونت دارند.
نوروز، هدفهای آن و وقایعی که در طول قرون و اعصار در این روز روی داده است در خور توجه فراوان است.
در بسیاری از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاریخ طبری، شاهنامه فردوسی و آثار بیرونی؛ نوروز به جمشید، شاه افسانه ای و درپاره ای دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.
به نوشته برخی از مورخین بر پایه افسانه ها، سه هزار سال پیش در چنین روزی، جمشید از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه (منطقه باستانی حسنلو) بیرون آمد و عمیقاً تحت تأثیر آفتاب درخشان، و خرمی و طراوت محیط قرار گرفت و آن روز را «نوروز»، روز صفا، پاک شدن زمین از بدی‌ها و روز سپاسگزاری از خداوند بزرگ نامید و خواست که از آن پس، بدون وقفه، هر سال در این روز آیین ویژه‌ای برگزار شود- آیینی که هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سیاسی و اجتماعی مصون مانده است.


لازم است بدانیم که مهاجرت آرین‌ها به صورت سه دسته مادها، پارس‌ها، پارت‌ها به سرزمین ایران در قرن هشتم پیش از میلاد تکمیل شد. این گروه از آرین‌ها از گروهی که به اروپا رفتند، جدا شده بودند که مورخان آنان را آرین‌های جنوبی می‌خوانند. مادها در منطقه غرب ری (تهران امروز) تا مرز ایلام از جمله آترپاتکان (آذربایجان) و کردستان مستقر شدند و بعدا حکومتی به پایتختی همدان تأسیس کردند که به احتمال زیاد جمشید از میان آنان برخاسته بود. زیرا، پارس‌ها در جنوب و جنوب شرقی «ری» تا سواحل خلیج‌فارس و بیشتر افغانستان و بلوچستان امروز اسکان گرفته بودند و پارت‌ها در شرق دریای مازندران از جمله خراسان بزرگ، دامغان، خوارزم و گرگان - تپورستان ( مازندران ) و نواحی اطراف استقرار یافته بودند.
ترویج آموزش‌های زرتشت- تنها پیامبری که از میان آرین‌ها برخاسته- به نوروز جنبه معنوی‌تری بخشید، زیرا زرتشت بر کردار، گفتار و پندار نیک تأکید داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفی می‌کرد و تحولات تاریخ را نتیجه کشمکش بدی و خوبی می‌دانست که سرانجام با شکست قطعی بدی؛ آرامش، صفا، شادی، صمیمیت و عدالت جهانیان تأمین خواهد شد. نوروز فرصت خوبی برای زدودن افکار بد از روح، پایان دادن به دشمنی‌ها از طریق تجدید دیدارها و نیز شاد کردن دوستان و بستگان، مخصوصاً سالخوردگان با دستبوسی آنان و مبادله هدیه بوده است.
کوروش بزرگ مؤسس امپراتوری ایران که از مادر، ماد و از پدر، پارس بود نخستین حکمران ایرانی بود که به نوروز جنبه رسمی داد و در سال 534 پیش از میلاد دستورالعملی برای آن تدوین کرد که شامل ترفیع نظامیان، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، عفو مجرمین پشیمان، ایجاد فضای سبز و پاکسازی محیط زیست- از منازل شخصی گرفته تا اماکن عمومی ـ بود. چهارسال پیش از آن ،کوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به این سبب برخی از مورخان، زمان اعلام رسمی و عمومی شدن نوروز به عنوان عید ملی را سال 538 قبل از میلاد نوشته اند. بابل در 29 اکتبر سال 539 پیش از میلاد به تصرف ایران درآمده بود.


در دوران هخامنشیان، یازده روز اول فروردین (فرورتیشن/
Farvartishn ) ویژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستین روزسال نو روحانیون، بزرگان، مقامات دولتی و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان و نمایندگان سرزمین‌های دیگر را می‌پذیرفت و ضمن سپاسگزاری از عنایات خداوند، گزارش کارهای سال کهنه و برنامه‌های دولت برای سال نو و نظر خویش را بیان می‌کرد که نصب‌العین قرار گیرد. این آیین تا همین اواخر با جزیی تفاوت رعایت می‌شد. شاه سپس پیشکش‌ها را دریافت می‌کرد که نمونه آن در کنده‌کاری‌های تخت جمشید دیده می‌شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار می‌شد و افسرانی که قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش می‌گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفی می‌شدند.
نوروز، مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و از کارافتادگان میرفتند و ادای احترام میکردند (احترام و رعایت احوال سالخوردگان و نسل بازنشسته، در میان ایرانیان همواره نهایت اهمیت را داشته است). سپس عید دیدنی آغاز می شد. پیش از دید و بازدیدها، در لحظه تحویل سال هر فرد از خدا میخواست که در سال نو روان او را پاک و آرام نگهدارد. این مراسم پس از 25 قرن به همین صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل دیگر شده است.
سران دولت هخامنشی در آداب و رسوم و قوانین سرزمین‌های غیرآریایی‌ نشین کمتر مداخله می‌کردند ولی در مصر که بیش از یک قرن یکی از ایالات ایران به شمار می‌رفت، آیین های نوروز را رواج داده بودند و با اعزام سفیر به حبشه (اتیوپی) از شاه انتخابی این کشور خواسته بودند که نوروز را برسمیت بشناسد و برگزار کند، آلودن محیط‌زیست (آب و هوا و زمین) را منع ، و برای دروغ‌گفتن و سوء نیت مجازات در نظر بگیرد.
داریوش بزرگ که در گسترش آیین‌های نوروزی در میان متصرفات غیرآرین امپراتوری ایران سعی بلیغ داشت در مراسم نوروز 515 پیش از میلاد (هفت‌سال پس از آغاز فرامانروایی اش) تصمیم خود را در زمینه ایجاد سنگ نبشته بیستون- حاوی آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ایران- اعلام کرد که مورخان با توجه به این سنگ نبشته گفته‌اند که ایران تنها کشور جهان است که سند مالکیت دارد. بزرگترین آرزوی داریوش که در این کتیبه آمده، این است که خداوند ایران را از آفت دروغ و خشکسالی مصون سازد.
پس از تکمیل ساختمان عظیم و زیبای تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین های رسمی نوروز، باشکوه بی‌مانندی در آنجا برگزارمی شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید دو هفته طول کشید. مردم عادی در تالار صدستون و سران ایالات و مقامات ترازاول در تالارهای دیگر این کاخ حضور می‌یافتند. کار ساختن تخت جمشید (یونانی‌ها پرس‌پولیس = شهر پارس خوانده‌اند) 51 سال طول کشید. داریوش اول تصمیم به ساختن آن، در محلی نه چندان دور از پاسارگاد گرفت، ولی پادشاه سوم بعد از او آن را گشود و به این ترتیب ایران دارای دو پایتخت شد: شوش پایتخت اداری و تخت جمشید پایتخت سیاسی.عنوان «تخت جمشید» را قرن‌ها بعد، عوام‌الناس به آن دادند، حال آن که این کاخ با جمشید افسانه‌ای ارتباطی نداشته است. از این کاخ که گویای تمدن و پیشرفت ایرانیان باستان است بر قلمروی میان سند، دانوب، مدیترانه و نیل فرمانروایی می‌شد. حسادت اسکندر مقدونی نسبت به این شکوه و عظمت، عامل عمده ویرانی این کاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباریان در هر کجای کشور که بودند پیش از فرا رسیدن نوروز خود را به تخت جمشید می رسانیدند و بهار را در آنجا بسر می بردند.
  داریوش دوم به مناسبت نوروز، در سال 416 پیش از میلاد سکه زرین ویژه‌ای ضرب کرد که یک طرف آن شکل سربازی را در حال تیراندازی با کمان نشان می‌دهد. ضرب سکه زر و سیم یک قرن پیش از آن توسط داریوش اول آغاز شده بود. سکه‌های داریوش اول به «داریک» یا «دریک» موسومند. باید توجه داشت که رسم دادن سکه به عنوان عیدی از زمان هرمز دوم - شاه ساسانی در سال 304 میلادی آغاز شده است.


مِهستان (مه/
Meh: بزرگ)، پارلمان ایران در عهد اشکانیان نخستین جلسه خود را در نوروز سال 173 پیش از میلاد با حضور مِهرداد اول- شاه وقت ـ برگزار کرد و اولین مصوبه آن انتخابی کردن شاه بود. عزل شاه نیز در اختیار همین مجلس قرار گرفت، البته طی شرایطی از جمله خیانت به کشور، ابراز ضعف و نیز جنون، بیماری سخت و از کار افتادگی. ایران در آن زمان دارای دو مجلس بود. مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان که جلسه مشترک آنها را «مِهستان» می‌خواندند.
در سال 52 میلادی، مِهستان که از نحوست 13 فروردین می‌ترسید، چند روز ایران را بدون شاه گذارد و روز 15 فروردین «بلاش» را از میان شاهزادگان اشکانی به شاهی برگزید که از همه آنان کوچکتر بود و استدلال کرد که «مصلحت » انتخاب بلاش را ایجاب می‌کرد. شاه قبلی در ایام نوروز مرده بود. نحوست رقم 13 از یونانیان است که با اسکندر وارد ایران شده است.
نوروز ایرانی بر حسب سال مصادف است با یکی از این سه روز در تقویم میلادی: 20، 21 و یا 22 مارس (مارچ). در مارس 44 پیش از میلاد، ایران خود را برای دفاع در برابر حمله احتمالی «سزار» آماده می‌کرد که خبر رسید سزار 15 مارس( هفت روز پیش از نوروز ) در سنای روم ترور شده است و شاه جریان را به اطلاع رجال کشور رسانید که ایام عید را در دلواپسی بسر برده بودند. سپهبد سورنا فرمانده کل ارتش ایران 9 سال پیش از آن (سال 53 پیش از میلاد) در «حران» ارتش روم را در هم شکسته بود. در این جنگ، کراسوس کنسول روم و فرمانده این ارتش کشته شده بود و سزار تصمیم به انتقامگیری داشت.


اردشیر پاپکان- که در سال 226 میلادی سلسله ساسانیان را تأسیس کرده بود چهار سال بعد از دولت روم که در جنگ از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز ایرانی را به رسمیت بشناسد و سنای روم نیز آن را پذیرفت و از آن پس نوروز ما در قلمرو روم به
Lupercal معروف شد.
در دوران اشکانیان ایام نوروز به پنج روز کاهش یافته بود اما اردشیر به تقاضای «تنسر/
Tansar » موبدِ موبدان (روحانی ارشد زرتشتیان) روز ششم فروردین- زادروز زرتشت- را بر آن اضافه کرد و چون ایرانیان روز هفتم فروردین را خوش‌یمن می‌دانستند و بیشتر ازدواج‌ها را به این روز موکول می‌کردند، از آن زمان ایام نوروز که روزهای روح ابدی، شادی‌ها و پاکی‌ها بشمار می آمدند ، به هفت روز افزایش یافت و ایرانیان در این هفت‌روز دست از کار می‌کشیدند.
در طول حکومت ساسانیان اهمیت نوروز افزایش یافت. نه تنها یک عید ملی بود بلکه ایام تمیز کردن محیط‌زیست، پوشیدن لباس نو، تمیز کردن بدن، استغفار از گناهان، دلجویی از پیران، تجدید دوستی‌ها، استحکام خانواده، و بیرون کردن افکار بد و پلیدی‌ها از روح و روان به شمار می‌آمد. در این عهد، تشریفات نوروزی مفصل شد، از جمله روشن کردن آتش روی بام‌ها در شب نوروز به منظور سوزاندن پلیدی‌ها که اینک این رسم به روشن کردن شمع سر سفره هفت‌سین تبدیل شده است. ساسانیان معتقد بودند که هدف کوروش بزرگ از اعلام نوروز به عنوان یک روز ملی، برقراری عدالت، نظم، برادری، انساندوستی و پاکدامنی بوده و باید تحقق یابد.
در مارس 326 میلادی میان ارتش ایران به فرماندهی شاپور دوم و ارتش روم به فرماندهی کنستانتینوس دوم امپراتور این کشور جنگی خونین و پرتلفات در گرفته بود. با اینکه پیروزی با ارتش ایران بود، شاپور دوم 20 مارس (شب عید نوروز) علی‌رغم مخالفت افسرانش که در شرف بُردن جنگ بودند، آتش‌بسی دو هفته‌ای اعلام کرد تا سربازان بتوانند آئیین های نوروزی را برگزار کنند. کنستانتینوس دوم که نیروهایش تلفات شدید داده بودند، پس از این آتش بس موقت حاضر به ادامه جنگ نشد و روز دهم آوریل میان دو امپراتور پیمان صلح به امضاء رسید.
در مراسم نوروز سال 399 میلادی، چند مسیحی ایرانی که موفق به ورود به کاخ یزدگرد شاه وقت (ساسانی) شده بودند، فی‌البداهه از او تقاضای آزادی مذهبی برای خود کردند. این آزادی که مورد درخواست دولت روم هم بود به همه مسیحیان قلمرو ایران داده شد.


در نوروز سال 501 میلادی (1349 سال پیش از انتشار مانیفیست کمونیست به قلم کارل مارکس) مزدک- روحانی زرتشتی- جنبش سوسیالیستی خود را بر پایه مالکیت عمومی دارایی‌ها، استفاده از تولیدات و ثروت بر حسب نیاز فرد و برابری اجتماعی- اقتصادی همه مردم علنی ساخت که مورد توجه مردم که گرفتار جامعه‌ای طبقاتی و وجود شکاف عظیم میان فقیر و غنی بودند، قرار گرفت و حتی شاه وقت ایران ـ قباد ـ متمایل به افکار او شد .
پیمان «صلح پایدار» ایران و روم که به امضای خسرو انوشیروان ساسانی و «ژوستی نی اَن» امپراتور روم رسیده بود، در سال 532 میلادی در مراسم نوروزی که در تالار کاخ تیسفون ( ایوان مدائن - طاق کسری، نزدیک بغداد) با حضور شاه ایران برپا شده بود، مبادله شد.
در زمان حکومت طولانی نوشیروان ساسانی( یا خسرو انوشروان ) ، تماس مستقیم مردم با شاه افزایش یافته بود و شاه شخصاً به برخی شکایات رسیدگی می‌کرد و در مراسم نوروزی کاخ سلطنتی عده بیشتری از مردم عادی شرکت می‌کردند و به همین سبب خسرو انوشیروان در سال 549 میلادی، پس از برگزاری مراسم نوروز دستور ساختن تالار بزرگی را به ضمیمه کاخ سلطنتی تیسفون که از دجله فاصله زیاد نداشت صادر کرد و این تالار و ساختمان ضمیمه آن نهم مارس سال 551 میلادی آماده بهره برداری شد و آیین های نوروزی آن سال در آنجا برگزار شد. این تالار که با فرش معروف بهارستان مفروش بود پس از حمله اعراب آسیب دید و بعدا منصور خلیفه عباسی دستور داد که با تخریب کاخ سلطنتی و عمارات بزرگ تیسفون ، مصالح لازم برای تکمیل عمارات شهر نوساز بغداد واقع در همان نزدیکی تامین شود و باقیمانده سکنه تیسفون به بغداد منتقل شوند. با وجود این، بقایای تالار خسرو انوشیروان که به طاق کسرا و ایوان مدائن معروف شده همچنان باقی و پایدار مانده و از آثار تاریخی مهم جهان بشمار می آید. دانشگاه گندی شاپور( خوزستان ) هم که به دستور خسرو انوشیروان برای تدریس و تحقیق طب و فلسفه ساخته شده بود در نوروز ( سال 550 میلادی ) گشایش یافت.
 بعد از اسلام ،تا مدتی مراسم نوروز در ایران به صورت خصوص و خانوادگی برگزار می‌شد. با وجود این، نوروز ایرانی از طریق مسلمانان تا اندلس (اسپانیا) گسترش یافت. از زمان عباسیان به دلیل بسط نفوذ ایرانیان در دستگاه خلفای این دودمان، مراسم نوروز به این دستگاه راه یافت ولی عیدی رسمی نبود. در روایت است که هارون الرشید ، خلیفه معروف عباسی ، هزاران سکه نقره که یک طرف آنها را رنگ زده بود (علامت‌گذاری کرده بود) در مراسم نوروز (سال 211 هجری) در شهر بغداد به بزرگانی که به دیدن او رفته بودند، هدیه داد و به آنان تأکید کرد که سال آینده، کسی سکه دریافت خواهد کرد که سکه‌های امسال را با خود بیاورد و به او نشان بدهد. هدف هارون این بود که سکه های عیدی را که داده بود خرج نکنند.
 امیراسماعیل سامانی از دودمان ژنرال بهرام مهران (بهرام چوبین، متولد ری) نابغه نظامی ایران که به تجدید حیات زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کمک فراوان کرد، در سال 892 میلادی از ریاضیدان های خراسان خواست که تقویم ساسانی را دوباره نویسی کنند تا «نوروز» در ساعت درست هنگام عبور خورشید از استوا آغاز شود و حلول سال دقیق باشد. این آرزو سالها بعد توسط « عمرخیام » تحقق یافت و تقویم هجری خورشیدی و لحظه دقیق حلول سال نو تهیه شد . ملک شاه سلجوقی که عمر خیام نیشابوری در دوران حکومت او تقویم خورشیدی را تنظیم کرده بود از همان زمان دستور رعایت آن را داد که طبق قانون ، از نوروز 79 سال پیش نوشتن تاریخ مکاتبات در ایران با تقویم خورشیدی رسمی شد.
در سال 1597 میلادی، شاه عباس صفوی آیین نوروز را در عمارت «نقش جهان» برگزار کرد و در نطق خود به این مناسبت، اعلام داشت که اصفهان پایتخت همیشگی ایران خواهد بود و تصمیم دارد آن را به صورت زیباترین و امن‌ترین شهر جهان درآورد و به نمایندگان کشورهای خارجی که به شرکت در مراسم دعوت شده بودند، اجازه داد که برای کشور خود در اصفهان سفارتخانه بسازند. شاه عباس روز اول اکتبر سال 1588 میلادی رییس کشور ایران شده بود. وی در رعایت اعیاد ملی و مذهبی شیعه دقت کامل بعمل می آورد.
  نادر شاه به نوروز و آیین‌های آن علاقه مندی فراوان داشت. وی سکه خود موسوم به سکه نادری را در سال 1735 میلادی، در مراسم سلام نوروز رایج ساخت و قطعاتی از آن را به رسم عیدی به منشی‌ها و افسران خود داد که در یک طرف سکه نقش شده بود: «الخیر فی ماوقع» و در طرف دیگر سکه این عبارت دیده می‌شود: «نادر ایران زمین». این عبارت نشان می‌دهد که نادر خواهان احیای امپراتوری ایران در چارچوب مرزهای عهد ساسانیان، اشکانیان و هخامنشیان بوده است. نادرشاه در سال 1739 در جریان لشکرکشی به هند، پس از شکست‌دادن ارتش 360 هزار نفری این کشور و دریافت تاج شاه هند، برای ورود به دهلی منتظر فرا رسیدن نوروز شد تا در روزی سعد به این آرزو برسد و روز 20 مارس (نوروز) وارد دهلی شد و مراسم عید را در کاخ «شاه‌جهان ( امپراتور پیشین هند) » برگزار کرد.
کریم‌خان زند (وکیل مردم) پس از اعلام شهر شیراز به پایتختی ایران، از سال 1761 میلادی به بعد سلام نوروزی را در عمارتی که اینک موزه پارس نامیده می‌شود، برگزار می‌کرد و سپس به دیدن مردم عادی (کوچه و خیابان) می‌رفت. وی در نخستین نوروز در شیراز، از جیب خود چند نوازنده را اجیر کرد که در میدان های شهر بنوازند و مردم را شاد کنند که بعداً این رسم شامل روزهای دیگر هم شد. کریم‌خان برای شاد کردن مردم و زدودن غم‌هایشان هر اقدامی را که می‌توانست، می‌کرد.
ویلهلم اول قیصر آلمان که علاقه شدیدی به خواندن تاریخ آرین‌ها داشت از این که در 22 مارس 1797 میلادی (مصادف با نوروز آرین های جنوی - ایرانیان) به دنیا آمده بود، مباهات می‌کرد. در زمان او بود که آلمان به وحدت رسید ( رایش دوم ). ویلهلم اول که بیسمارک صدر اعظمش بود 91 سال عمر کرد. فراموش نکنیم که آلمان تنها قدرت اروپایی است که نظر استعماری و سیا ست امپریالیستی نسبت به ایران نداشته و همواره در کنار ایران بوده است. ایرانیان نیز نسبت به آلمان و آلمانیان احساسات ویژه داشته اند و به خاطر همین احساس در دوران دو جنگ اول و دوم جهانی آسیب فراوان دیدند.


کلمات کلیدی:
 
اصلاح الگوی مصرف!!!!!
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸ 

آیا تا کنون به این موضوع برخورد کرده اید که بعد از دو یا سه بار شستن یک لباس رنگ و روی خود را از دست می دهد.!برای جلوگیری از این امر چه تدابیری می توان اندیشید؟

 

چطور و با چه شیوه ای از لباس های خود نگه داری کنیم و آنها را بشوییم که خراب نشوند و بافت آنها دیر از بین بروند ؟ آیا تا کنون به این موضوع برخورد کرده اید که بعد از دو یا سه بار شستن یک لباس ، بافت آن از بین می رود ، شل می شود و یا اینکه رنگ و روی روز اول خود را از دست می دهند ، اما این موضوع برای لباس هایی که در دومین و یا سومین دفعه ی شست و شوی به این حالت در می آیند برایتان باور نکردنی است و عجیب به نظر می رسد ، یکی از دلایل این است که شما ، شاید نحوه ی درست شست وشویی این لباس را نمی دانستید ، البته به غیر از لباس هایی که خودشان واقعا جنس خوبی ندارند و بعد از دو بار شست و شوی از بین می روند .
در اینجا چندین توضیه اساسی برای تمامی لباس ها با جنس های مختلف جهت شست وشوی ، نحوه ی نگه داری و اتو آورده شده است ،
 تا با مطالعه ی آنها بتوانید دوام بیشتری به لباس های خود ببخشید :

1.
به نکاتی که بر روی اتیکت های لباسی که خریداری می کنید وجود دارند ، دقت بفرمایید ، اگر طرز صحیح خواندن این اتیکت ها را نمی دانید ، در همین بخش ما برایتان مقاله ای را با عنوان خواندن صحیح اتیکت های که بر روی لباس وجود دارند ، آورده ایم و می توانید به مقاله ذکر شده مراجعه فرمایید تا به راه صحیح شستن لباس هایتان پی برید .
 
2. به دمای که ماشین لباس شویی برای شستن لباس ها به شما می دهد دقت بفرمایید و در همان درجه قرار دهید ، درجه ی شستن لباس ها را خیلی بالا ندهید و هم چنین مدت زمانی طولانی را برای شستن لباس ندهید زیرا فقط بافت لباس هایتان سریع از بین می رود .
 

 3.لباس های با رنگ های تیره و روشن را با هم در ماشین لباس شویی نیاندازید و یا اینکه با هم در یک تشت خیس نکنید

 

4. لباس های را که می خواهید برای اولین بار بشویید را نیز از بقیه لباس ها جدا گذاشته و جداگانه آنها را بشویید .

 

5. حتما قبل از اینکه لباس ها را در داخل ماشین لباس شویی قرار دهید ،جیب ها ی لباس ها را نگاه کنید و مطمئن شوید که جیب های همه لباس ها خالی هستند .

 

 6. به حجمی که ماشین لباسشوییتان دارد دقت بفرمایید ، و بیشتر از مقداری که قدرت آن را دارد لباس به داخل ماشین نریزید . زیرا ماشین لباسشوییتان سنگین شده و قادر نخواهد بود که همه ی لباس ها را با قدرت بشویید و همین طور باعث می شود که لباس هایتان چروک شود و مجبور شوید ، زمان زیادی را به اتو کردن لباس ها بپردازید .
 
7. لباس های که جنس های مختلفی نیز دارند را هم باید جدا کنید و جدا جدا در داخل ماشین لباس شویی قرار دهید برای مثال : پلیور و یا تی شرت را باید جدا از هم شست تا بافت
 لباس ها دیر تر از بین برود ، زیرا یکی جنس تقریبا ظریف دارد اما پلیور دارای جنسی ضمخت تر می باشد پس مدت زمان شست و شوی آنها و هم چنین مدت زمان خشک شدن شان نیز متقاوت است .
 
8. و برای اینکه مطوئن شوید که لباس تان رنگ می دهد یا نه ، ما به شما یک راه حل ارایه می دهیم : لباسی را که برای اولین بار می خواهید بشویید و یا اینکه نمی دانید آیا این لباس رنگ می دهد یا نه ؟ بهتر است این لباس را بین دو پارچه ی سفید قرار دهید ، و بعد آنها را در آب بیاندازید و ببینید که آیا این لباس به پارچه های سفید رنگ می دهد یا نه ! با این تست به راحتی می توانید بفهمید که آیا لباس شما رنگ می دهد یا نه ؟؟

9. برای اینکه از لباس زیر خود مواظبت کنید و مدت دوام آن را استحکام ببخشید توصیه می شود ، که لباس زیرتان را خودتان بشویید و تا جایی که ممکن است لباس زیرتان را با سایر لبا س ها به داخل ماشین نیندازید ، زیرا از لحاظ بهداشتی مشکل دارد .

10.اگر لباستان را با دست می خواهید بشویید ، هیچ گاه پودر لباس شستن
 را مستقیم بر روی لباس نریزید ، زیرا بافت لباستان را از بین می برد و علاوه بر آن لباس خوب تمیز نمی شود . برای اینکه لباس را بشویید ، باید پودر را در آب حل کنید ، و بعد لباس را در آن بیندازید .
 

خشک کردن:
حال که نحوه ی لباس شستن را کاملا توضیح دادیم اکنون به نحو ی خشک کردن و چلاندن آنها می پردازیم :
1. اگر لباسی را با دست می شویید ، آنرا زیاد نچلانید زیرا چروک می شود و باید آن را اتو کنید و زحمت تان زیاد تر می شود .

2. لباس را اگر می خواهید با دست بشویید در داخل دست شویی بشورید ، زیرا به ناحیه ی ستون فقراتتان فشار نمی آورد چون ایستاده اید و
 در حال شستن هستید پس در نتیجه کمرتان اذیت نمیشود .

3. اگر لباس را در داخل ماشین لباس شویی قرار می دهید ، بلافاصله بعد از اینکه شستن ماشین لباس شویی به اتمام رسید ، در همان زمان و بلافاصله لباس ها را بر روی رخت آویز قرار دهید ، زیرا اگر لباس ها به مدت زیادی در ماشین لباس شویی باقی بماند ، باعث می شود که لباس ها قارچ بزنند و علاوه بر آن چروک نیز بشوند .
 
4. لباس های از جنس نخ و پشم را به تنهایی خشک کنید و از اینکه با لباس های دیگر هم زمان خشک شود باید جلوگیری کند .
 

5. اگر لباس های خود را بر روی رخت آویز و در بیرون از خانه ، در تراس خانه تان می آویزید تا خشک شود ، دقت داشته باشید که نور خورشید مستقیم بر روی لباس های تان نبابد زیرا رنگ لباس هایتان را از بین خواهد برد و آنها را بی رنگ و رو خواهد کرد .
 
6. برای اینکه لباس تان را اتو کنید در ابتدا یک پارچه ی دیگر را روی آن بیندازید و بعد اتو کنید زیرا از برق افتادن و همین طور از اینکه رنگ لباس تان زود از بین رود ، جلوگیری می کند .
 
7. هنگام اتو کردن حتما به دستوری که بر روی اتیکت آورده شده و دمای مناسبی را جهت اتو کردن به شما داده است دقت بفرمایید .
 
8. هنگامی که می خواهید اتو کشی کنید ، اگر پارچه مورد نظر شما پارچه ی ظریفی است ، از اتوی همراه با بخار آب برای اتو کشی این لباس خودداری بفرمایید .


9. خشک کردن لباس ها توسط ماشین لباس شویی ، باعث صدمه زدن به بافت لباس هایتان می شود تا آنجا که ممکن است سعی کنید لباس هایتان را به طور طبیعی خشک کنید .


 
چگونه به یک نتیجه قابل قبول برسیم؟؟!!!
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸ 

برای اینکه به نتیجه قابل قبول برسیم ابتدا باید راهی پیدا کنیم. انتخاب راه، یک جریان پیچیده است ولی بر اثر تکراربه نوعی برایمان عادت شده


اصولاما انسان‌ها در زندگی خودمان به شکل‌های مختلفی فکر می‌کنیم ، تصمیم می‌گیریم و عمل می‌کنیم. چیزی که باعث می‌شود به فکر و رفتارمان نمره خوبی بدهیم و به خودمان بگوییم "آفرین، گل کاشتی " ؛ نتیجه مثبتی است که از اقدام خود به دست آورده ایم.

 

برای اینکه به نتیجه قابل قبول برسیم ابتدا باید راهی پیدا کنیم. انتخاب راه، یک جریان پیچیده است ولی بر اثر تکراربه نوعی برایمان عادت شده و فقط در برخی مواقع که موضوع بزرگ و حساس است متوجه پیچیدگی پدیده انتخاب می‌شویم؛ انتخاب راه، شاید هم چاه !

 

اینکه هر کدام از ما چگونه راه خود را انتخاب می‌کنیم و از چه شیوه‌هایی در انتخاب راه کمک می‌گیریم به عوامل مختلفی بستگی دارد. مثلابه ذهنیت ، طرز فکر و نوع نگاه ما، به شیوه تربیت در خانواده و شاید به شکل مختصر و مفید بتوانیم بگوییم به "فرد و محیط پیرامونش" بستگی دارد.

 محیط پیرامون یعنی آنچه در اطراف ماست و می‌تواند بر ما تاثیر بگذارد. خانواده ، فامیل ، دوست و آشنا، مدرسه ، معلم‌ها و همکلاسی‌ها، محیط کار، همکاران و غیره. معمولاهمه ما سعی می‌کنیم کوتاه ترین راه را انتخاب کنیم چون با این کار، هم در وقت، انرژی و هزینه صرفه جویی می‌شود و هم سرعت ما در رسیدن به نتیجه بالاتر می‌رود.

 

به مرحله مهمی رسیده ایم همان چیزی که دنیای ما به شدت درگیر آن است؛ سرعت. مانند تحولات سریع علمی ، پیشرفت‌های شتابان صنعتی و غیره. پس می‌توانیم بگوییم سرعت در کارها و رسیدن به مقصد خیلی اهمیت دارد.

 

مراحلی که در مورد آن گفتیم؛

 

1 - انتخاب هدف

2- انتخاب راه

3- پیمودن راه با سرعت

4- رسیدن به هدف.

 

به عنوان مثال، ترافیک خیابان وحشتناک است. حسن در تاکسی پشت ترافیک و چراغ قرمز مانده . ساعت 15:40 بعدازظهر است. ساعت 16 جلسه مهمی دارد. باید به موقع خود را به جلسه برساند(هدف: به موقع در جلسه حاضر شدن.) باید زودتر آماده می‌شد و به راه می‌افتاد، اما خواب دلچسب بعد از ظهر نگذاشت. راننده حوصله اش از ترافیک سر رفته. حسن از او خواهش می‌کند از خیابان نزدیک چهار راه برود. راننده : "آقا، ورود ممنوعه"! حسن : "داداش ، خواهش می‌کنم، خیلی دیرم شده. " راننده به سرعت وارد خیابان ورود ممنوع می‌شود (انتخاب راه.) با چراغ زدن سریع خیابان را می‌رود (پیمودن راه با سرعت.) حسن پیاده می‌شود. ساعت 16:05 حسن در اتاق جلسه است (رسیدن به هدف.)

در این مثال به راحتی می‌توان مراحل رسیدن از مقصد به هدف را مشخص کرد، همین طور عوامل موثر در طی شدن مسیر از خانه تا محل جلسه را که شامل "خواب بعد از ظهر"، "اصرار حسن بر ورود ممنوع رفتن راننده" و" بی حوصلگی راننده از ماندن در ترافیک" است. نکته مهمی که در تمام این مراحل نقش بازی می‌کند ذهنیت و هنجارهایی است که هر کدام از ما برای خودمان داریم و در انتخاب مراحل کار، فعالیت و زندگی ما نقش بسیار موثری را بازی می‌کند که به علت درونی بودن آنها در ما، وجودشان را احساس نمی کنیم. 
    
ریشه‌های ذهنیت چیست؟
بخش مهمی که همیشه در انتخاب راه و رسیدن به اهداف به ما کمک می‌کند، ذهنیت ، حافظه تاریخی و در کل، تجربیات ماست. یعنی در انتخاب‌هایمان به دانسته‌ها و تجربیات مان، آنچه در ذهنمان است، مراجعه می‌کنیم ، منافع و ضررهای حرکت و انتخاب خود را می‌سنجیم، بعد راهی که به نظرمان برای رسیدن به هدف بهتر است را انتخاب می‌کنیم. نقطه دیگر تجربه و دانسته‌های ذهنی ما، ریسک کردن است، اینکه ما بر خلاف دانسته‌ها، ذهنیت، تجربه و شناختمان عمل کرده و راه پر خطر را برای رسیدن به هدف انتخاب کنیم. شاید به طور فرضی بتوانیم چنین منابعی را برای انتخاب راهها نام ببریم: 1- براساس تجربه‌های شخصی 2 - بر اساس سنت‌های جامعه 3 - براساس ریسک . موارد فوق، برخی از منابعی هستند که به ما کمک می‌کنند بهترین راه را برای رسیدن به هدف انتخاب کنیم. حال ببینیم تعریف هر کدام از این منابع ذهنی چیست.
 
    
 1- تجربه‌های شخصی:
آنچه که در طول زندگی و بر اثر تکرار برایمان مسجل و قطعی شده است. مثلا" وقتی در کودکی دستمان به اتو خورده یا کبریت آتش زدیم و فرش یا لباسمان را سوزانده ایم یعنی بر اثر تکرار ، آزمون و خطا برایمان قطعی شده که در صورت انجام این کارها، به خودمان و اثاثیه زندگی آسیب می‌زنیم. 
   
2- سنت‌های جامعه:
آنچه که در طول سالیان دراز و تجربه‌های نسل‌های قبلی برای ما به جا مانده. این نوع شیوه‌های انتخاب راه از آداب ، رسوم و ارزش‌های جوامع به دست آمده است. "سنت‌ها شامل مجموعه آداب و سنن، اعتقادات، ارزش‌ها و تمامی تجربیات مردمند و راه‌های آزموده حیات اجتماعی به حساب می‌آیند." در اکثر جوامع، اعتقادات مذهبی تاثیر زیادی بر سنت‌ها گذاشته،به طوری که عقاید دینی ، جزئی از سنت‌ها و آداب و رسوم شده است. در جامعه ما، همین قضیه مشاهده می‌شود و سنت‌های ما بسیار با معتقدات مذهبی عجین شده است.
 
    
3- ریسک:
معمولا" اقدامات و کارهای غیر متعارف و معمول ما جزء موارد ریسک دار و پرخطر حساب می‌شوند. غیرمعمول بودن این کارها از آن جهت است که افراد خیلی کمی را دیده ایم که چنین کاری را انجام دهند. در مورد انتخاب راه هم همین طور است. در انتخاب راه براساس ریسک، افراد کمی بوده‌اند که چنین راهی را انتخاب کرده‌اند. غیر متعارف بودن کار، به خاطر آن است که باسنت‌های جامعه، مغایرت و با تجربیات و ذهنیت فرد نیز سازگاری و مطابقت کمی دارد. در واقع، راهی که انتخاب کرده ایم تا حدود زیادی برایمان ناشناخته و مبهم است. اگر فرد در حالت عادی ، در زمان انتخاب راه ، دچار شک و تردید، اضطراب، نگرانی و دلهره شود، این حالات نشان می‌دهد که در انتخاب راه تا حدودی دچار ریسک شده است..


کلمات کلیدی:
 
ایا موجوداتی مانند جن در زندگی انسان وجود دارند؟
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ 

ایا موجوداتی مانند جن در زندگی انسان وجود دارند؟

 پاسخ این پرسش را می‏توان در دو بند بررسی کرد:

یکی این که آیا موجوداتی به نام جن و روح وجود دارند یا نه، و دیگر این که دخالت آن‏ها در زندگی انسان‏ها چگونه و به چه میزانی است.

مسأله وجود جن چیزی است که افزون بر تجربه و اعتراف ادیان گوناگون بشری به آن، آیات فراوانی از قرآن کریم آن را اثبات می‏کند.

در قرآن، بیش از 22 مورد از آن یاد شده است. بر حسب آن چه از آیات قرآن کریم استفاده می‏شود، جن موجودی است که به طور طبیعی با دیدگان ما قابل رؤیت نیست؛ امّا همانند انسان‏ها درک و عقل می‏دارد و نیز دارای شهوت و تمایلات نفسانی است.

این موجودات نیز چون آدمیان به گروه خوب و بد، مسلمان و کافر و ستمگر و عادل تقسیم می‏شوند. جن از آتش خلق شده؛ چنان که انسان از خاک آفریده شده است؛ ولی خلقت جن از آتش به این معنا نیست که هم اکنون نیز او خواص آتش را دارد؛ چنان که انسان خواص خاک را ندارد.

در کتاب قاموس قرآن با استناد به آیات قرآن، خواصّی برای جن ذکر شده که به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

 1. جّن و انس، دو موجود ارزشمند هستند و قرآن آن‏ها را ثقلان نامیده است.

 2. جن از آتش (نیرو و حرارات مخصوص) آفریده شده است؛

 3. جن مانند انسان، مکلّف به انجام دادن اعمال است؛

 4. گنهکاران و کافران جن همچون انسان‏ها اهل جهنّم هستند؛

 5. جن‏ها نیز همچون انسان‏ها می‏میرند و از بین می‏روند؛

 6. جن ما را می‏بیند؛ ولی ما او را نمی‏بینیم؛

 7. آن‏ها مانند آدمیان کار می‏کنند و قدرت کار کردن دارند؛

 8. تکثیر جن به وسیله ازدواج صورت می‏گیرد؛

 9. جنّیان به رسول خدا ایمان آوردند؛

 10. آنان همچون ما سخن می‏گویند و یک‏دیگر را به نیکوکاری دعوت می‏کنند؛

 11. در سوره الرّحمن، 31 بار به جن و انس با لفظ «فبای الأ ربکما تکذبان» خطاب شده است;{1}

 

امّا روح بر دو معنااطلاق می‏شود: یکی روحی که موجودات ذی روح و زنده دارند که انسان یکی از آن‏ها است و آن واقعیّتی قابل درک است؛ چه این که تمام آثار و حرکات جسم به وسیله روح انجام می‏شود و جسم، ابزاری برای روح است، و جسم بدون روح جمادی بیش نیست و نیز از ضروریات ادیان الهی این است که این روح پس از مرگ تا قیام قیامت حالاتی دارد که همه آن‏ها دقیقاً بر ما آشکار نیست.

امّا بعضی روایات و آیات قرآن کریم، برخی از ابعاد آن را بیان کرده است. و برای اطّلاع بیش‏تر می‏توان به کتاب‏های مربوط به معاد و عالم پس از مرگ مراجعه کرد.

 معنای دیگری که کلمه روح در آن به کار رفته، به ویژه در قرآن مجید، ملک و فرشته‏ای الهی است که گاهی با عنوان روح القدس و گاهی روح الامین از آن یاد شده؛ البتّه در برخی آیات قرآن، جدا از فرشتگان و در عرض آن‏ها ذکر شده است به این صورت که در دو مورد، روح پس از ملائک آمده؛ مانند سوره قدر که می‏فرماید: «تنزل الملائکْ و الروح»;{2} در سوره معارج نیز آمده است: «تعرج الملائکه و الروح الیه»;{3}در سوره نبا، بر عکس آن دو آیه، روح را پیش از ملائکه ذکر کرده است: «یوم یقوم الروح و الملائکه صفا»;{4} که شاید از باب ذکر خاص بعد از عام یا ذکر عام بعد از خاص باشد که این گونه بیان به سبب بیان شرافت و عظمت بیش‏تر آن یک مورد است؛ بنابراین، از آیات پیش گفته به دست می‏آید که روح از سایر ملائکه برتر و گرامی‏تر است و شاید روح موجودی غیر از فرشتگان و برتر و گرامی‏تر از آن‏ها باشد. در پاسخ بخش دوم پرسش که جنّ و روح در زندگی انسان‏ها نقش دارند نیز می‏توان گفت: با توجّه به این که شیاطین گونه‏ای از جنّیان هستند، به تصریح آیات قرآن کار شیطان چیزی جز وسوسه قلبی و نیکو نمایاندن بدی‏ها، زشت جلوه دادن خوبی‏ها و ایجاد غفلت در انسان نیست؛ البتّه آنان نمی‏توانند در انسان تأثیر فیزیکی داشته باشند. در سوره ابراهیم، آیه 22، خداوند مناظره شیطان با جهنّمیان را بیان می‏کند که شیطان به آنان می‏گوید: «ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی و لوموا انفسکم...؛ تسلّطی از جانب من بر شما نبود، جز این که شما را دعوت کردم و شما اجابت کردید؛ پس مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید. در سوره نسا، آیه 120 نیز قرآن می‏فرماید: «یعدهم و یمنیهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا؛ به آن‏ها وعده می‏دهد و آن‏ها را به هوس می‏اندازد و شیطان جز برای فریب، وعده‏ای نمی‏دهد». این قبیل آیات در قرآن بسیار است که گاهی وعده فقر و گاهی نسیان (فراموشاندن) به شیطان نسبت می‏دهد و گاهی او را همنشین کسانی معرّفی می‏کند که از یاد خدا روی برتافته‏اند.

 

 در این آیات مقصود از شیطان جن‏هایی هستند که به خداوند کافر بوده، و دشمن بشرند. آن‏ها انسان‏ها را می‏بینند؛ ولی انسان‏ها آنها را نمی‏بینند. در سوره اعراف آیه 27 نیز قرآن می‏فرماید: «ای فرزندان آدم! شیطان شما را گول نزند؛ آن گونه که پدر شما را از بهشت خارج کرد و پوشش آن‏ها را کند تا زشتی‏هایشان را نشانشان دهد. به درستی که شیطان چنین است. او و گروهش شما را می‏بینند از جایی که شما آن‏ها را نمی‏بینید. ما شیاطین را دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‏آورند». در سوره کهف نیز پس از آن که به داستان سجده نکردن ابلیساشاره‏ای شده است، می‏فرماید: «او از جن بود؛ پس از امر پروردگارش سرپیچی کرد. آیا او و فرزندانش را به جای من، دوستان خود می‏گیرید، در حالی که او دشمن شما است؟ [او]بد جایگزینی برای ستمگران است»؛ البتّه انسان هر مقدار که بیش‏تر از خدا روی بگرداند، شیطان بر او مسلّطتر می‏شود. در سوره نحل، آیات 98 تا 100 آمده است: «پس آن گاه که قرآن را قرائت کردی، به خداوند از شیطان رانده شده پناه بر؛ زیرا برای او تسلّطی نیست بر کسانی که ایمان آوردند و بر پروردگارشان توکّل کردند. فقط تسلّطش بر کسانی است که او را ولی خود گرفتند و آن‏ها که به خداوند مشرک کند». با توجّه به این آیات و آیات دیگر قرآن، و روایات فراوانی که در این زمینه‏ها آمده است، شیاطین که همان جنّیان کافر و فاسق و دشمن انسان‏ها هستند، فقط از راه وسوسه و نفوذ در دل در کمین نشسته‏اند و ایمان و توکّل به خدا و پناه بردن به او می‏تواند نقشه آن‏ها را نقش بر آب کند؛ ولی جنّیان مؤمن، هیچ گونه آزادی به انسان‏ها نمی‏رسانند؛ البتّه بر حسب آن چه مشهور است، امکان دارد جنّیان در وضع خاصّی برای افراد ویژه‏ای ظاهر شوند و برخی کارها را انجام دهند؛ ولی بیش‏تر قصّه‏هایی که گفته می‏شود، چیزی جز خرافات، افسانه‏ها و تخیّلات نیست بسیاری از افراد ساده درباره تشنّج ها و بیماری‏های مربوط به اعصاب که احیاناً ناشی از کمبود کلسیم و سایر عناصر لازم برای سلامت است، تصوّر می‏کنند که شخص بیمار جن زده شده و به جای معالجه‏های مناسب پزشکی و درمان اعصاب، دنبال افرادی که بسیاری از آن‏ها شیّاد و حقّه‏بازند، می‏روند تا جن را از آنان دور کنند؛ به همین سبب است که این اعتقادات در نقاطی که مردم آن بی‏سوادتر و از فرهنگ دورتر هستند، بیش‏تر رایج است و مردم فهمیده و دانشمندان، کم‏تر اسیر این خرافات می‏شوند. نقش روح در زندگی انسان نیز پر واضح است؛ زیرا هر انسانی به وسیله روح مخصوص به خود زنده است؛ ولی تصرّفات ارواح مرموز و مردگان قبلی در انسان‏های زنده بیش‏تر تخیّلاتی است که درباره به جن وجود دارد. آن چه که گاهی میان مردم به صورت احضار روح مطرح است، حتّی با فرض مشاهده برخی آثار و حرکات، دلیلی بر این که انجام دهنده آن‏ها روح باشد، آن هم روح فلان شخص معیّن وجود ندارد و حداکّثر ثابت می‏شود که عوامل و موجوداتی غیر از آن چه ما با حواسّ پنجگانه خود حس می‏کنیم، وجود دارد که وجود موجودات غیر محسوس از نظر ما قطعی و صد در صد است؛ ولی حضور روح ثابت نمی‏شود؛ بلکه از ادله عقلی و نقلی به دست می‏آید که ارواح مؤمنان و همچنین ارواح کافران پس از مرگ آن چنان رها نیستند که هر شخصی بتواند آن‏ها را احضار کند و به اجبار، آن‏ها را به حرف زدن وادارد. در عین حال، امکان آن را نمی‏توان انکار کرد.

 

 


کلمات کلیدی: جن ، جن و انسان ، وجود جن
 
اعتقاد یا باور؟؟؟!!!! درست یا غلط؟؟!!!
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ 

یک روزی از روزها دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد.
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد.
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است.
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت.
میدانید چـــــرا ؟
دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش .

اگر ما در میان اعتقادات و باورهاى خویش جستجو کنیم، بى‌تردید دیوارهاى شیشه‌اى بلند و سختى را پیدا خواهیم کرد که نتیجه مشاهدات وتجربیات ماست و خیلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائیده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند.


کلمات کلیدی: باور ، اعتقاد
 
زندگی الفبا دارد؟؟!
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ 

سلام دوستان گرامی

بالاخره بعد از مدت ها تونستم وبلاگم را بروز کنم

دعا کنید باز ایندفعه که بروز کردم نرم که دیگه نیام

راستی این مطلب را برام ایمیل زده بودن به نظرم قشنگ و جالب بود گفتم بزنم شما هم استفاده کنید

برام دعا کنید

الفبــــای زنــــدگی !
 

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها

س: سخاوت برای گشایش کارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های دردمند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امیدها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک


کلمات کلیدی: الفبای زندگی