به دنبال چه هستی؟

مطالب متنوع از هر چیزی که بخواهید

اصلاح الگوی مصرف!!!!!
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸ 

آیا تا کنون به این موضوع برخورد کرده اید که بعد از دو یا سه بار شستن یک لباس رنگ و روی خود را از دست می دهد.!برای جلوگیری از این امر چه تدابیری می توان اندیشید؟

 

چطور و با چه شیوه ای از لباس های خود نگه داری کنیم و آنها را بشوییم که خراب نشوند و بافت آنها دیر از بین بروند ؟ آیا تا کنون به این موضوع برخورد کرده اید که بعد از دو یا سه بار شستن یک لباس ، بافت آن از بین می رود ، شل می شود و یا اینکه رنگ و روی روز اول خود را از دست می دهند ، اما این موضوع برای لباس هایی که در دومین و یا سومین دفعه ی شست و شوی به این حالت در می آیند برایتان باور نکردنی است و عجیب به نظر می رسد ، یکی از دلایل این است که شما ، شاید نحوه ی درست شست وشویی این لباس را نمی دانستید ، البته به غیر از لباس هایی که خودشان واقعا جنس خوبی ندارند و بعد از دو بار شست و شوی از بین می روند .
در اینجا چندین توضیه اساسی برای تمامی لباس ها با جنس های مختلف جهت شست وشوی ، نحوه ی نگه داری و اتو آورده شده است ،
 تا با مطالعه ی آنها بتوانید دوام بیشتری به لباس های خود ببخشید :

1.
به نکاتی که بر روی اتیکت های لباسی که خریداری می کنید وجود دارند ، دقت بفرمایید ، اگر طرز صحیح خواندن این اتیکت ها را نمی دانید ، در همین بخش ما برایتان مقاله ای را با عنوان خواندن صحیح اتیکت های که بر روی لباس وجود دارند ، آورده ایم و می توانید به مقاله ذکر شده مراجعه فرمایید تا به راه صحیح شستن لباس هایتان پی برید .
 
2. به دمای که ماشین لباس شویی برای شستن لباس ها به شما می دهد دقت بفرمایید و در همان درجه قرار دهید ، درجه ی شستن لباس ها را خیلی بالا ندهید و هم چنین مدت زمانی طولانی را برای شستن لباس ندهید زیرا فقط بافت لباس هایتان سریع از بین می رود .
 

 3.لباس های با رنگ های تیره و روشن را با هم در ماشین لباس شویی نیاندازید و یا اینکه با هم در یک تشت خیس نکنید

 

4. لباس های را که می خواهید برای اولین بار بشویید را نیز از بقیه لباس ها جدا گذاشته و جداگانه آنها را بشویید .

 

5. حتما قبل از اینکه لباس ها را در داخل ماشین لباس شویی قرار دهید ،جیب ها ی لباس ها را نگاه کنید و مطمئن شوید که جیب های همه لباس ها خالی هستند .

 

 6. به حجمی که ماشین لباسشوییتان دارد دقت بفرمایید ، و بیشتر از مقداری که قدرت آن را دارد لباس به داخل ماشین نریزید . زیرا ماشین لباسشوییتان سنگین شده و قادر نخواهد بود که همه ی لباس ها را با قدرت بشویید و همین طور باعث می شود که لباس هایتان چروک شود و مجبور شوید ، زمان زیادی را به اتو کردن لباس ها بپردازید .
 
7. لباس های که جنس های مختلفی نیز دارند را هم باید جدا کنید و جدا جدا در داخل ماشین لباس شویی قرار دهید برای مثال : پلیور و یا تی شرت را باید جدا از هم شست تا بافت
 لباس ها دیر تر از بین برود ، زیرا یکی جنس تقریبا ظریف دارد اما پلیور دارای جنسی ضمخت تر می باشد پس مدت زمان شست و شوی آنها و هم چنین مدت زمان خشک شدن شان نیز متقاوت است .
 
8. و برای اینکه مطوئن شوید که لباس تان رنگ می دهد یا نه ، ما به شما یک راه حل ارایه می دهیم : لباسی را که برای اولین بار می خواهید بشویید و یا اینکه نمی دانید آیا این لباس رنگ می دهد یا نه ؟ بهتر است این لباس را بین دو پارچه ی سفید قرار دهید ، و بعد آنها را در آب بیاندازید و ببینید که آیا این لباس به پارچه های سفید رنگ می دهد یا نه ! با این تست به راحتی می توانید بفهمید که آیا لباس شما رنگ می دهد یا نه ؟؟

9. برای اینکه از لباس زیر خود مواظبت کنید و مدت دوام آن را استحکام ببخشید توصیه می شود ، که لباس زیرتان را خودتان بشویید و تا جایی که ممکن است لباس زیرتان را با سایر لبا س ها به داخل ماشین نیندازید ، زیرا از لحاظ بهداشتی مشکل دارد .

10.اگر لباستان را با دست می خواهید بشویید ، هیچ گاه پودر لباس شستن
 را مستقیم بر روی لباس نریزید ، زیرا بافت لباستان را از بین می برد و علاوه بر آن لباس خوب تمیز نمی شود . برای اینکه لباس را بشویید ، باید پودر را در آب حل کنید ، و بعد لباس را در آن بیندازید .
 

خشک کردن:
حال که نحوه ی لباس شستن را کاملا توضیح دادیم اکنون به نحو ی خشک کردن و چلاندن آنها می پردازیم :
1. اگر لباسی را با دست می شویید ، آنرا زیاد نچلانید زیرا چروک می شود و باید آن را اتو کنید و زحمت تان زیاد تر می شود .

2. لباس را اگر می خواهید با دست بشویید در داخل دست شویی بشورید ، زیرا به ناحیه ی ستون فقراتتان فشار نمی آورد چون ایستاده اید و
 در حال شستن هستید پس در نتیجه کمرتان اذیت نمیشود .

3. اگر لباس را در داخل ماشین لباس شویی قرار می دهید ، بلافاصله بعد از اینکه شستن ماشین لباس شویی به اتمام رسید ، در همان زمان و بلافاصله لباس ها را بر روی رخت آویز قرار دهید ، زیرا اگر لباس ها به مدت زیادی در ماشین لباس شویی باقی بماند ، باعث می شود که لباس ها قارچ بزنند و علاوه بر آن چروک نیز بشوند .
 
4. لباس های از جنس نخ و پشم را به تنهایی خشک کنید و از اینکه با لباس های دیگر هم زمان خشک شود باید جلوگیری کند .
 

5. اگر لباس های خود را بر روی رخت آویز و در بیرون از خانه ، در تراس خانه تان می آویزید تا خشک شود ، دقت داشته باشید که نور خورشید مستقیم بر روی لباس های تان نبابد زیرا رنگ لباس هایتان را از بین خواهد برد و آنها را بی رنگ و رو خواهد کرد .
 
6. برای اینکه لباس تان را اتو کنید در ابتدا یک پارچه ی دیگر را روی آن بیندازید و بعد اتو کنید زیرا از برق افتادن و همین طور از اینکه رنگ لباس تان زود از بین رود ، جلوگیری می کند .
 
7. هنگام اتو کردن حتما به دستوری که بر روی اتیکت آورده شده و دمای مناسبی را جهت اتو کردن به شما داده است دقت بفرمایید .
 
8. هنگامی که می خواهید اتو کشی کنید ، اگر پارچه مورد نظر شما پارچه ی ظریفی است ، از اتوی همراه با بخار آب برای اتو کشی این لباس خودداری بفرمایید .


9. خشک کردن لباس ها توسط ماشین لباس شویی ، باعث صدمه زدن به بافت لباس هایتان می شود تا آنجا که ممکن است سعی کنید لباس هایتان را به طور طبیعی خشک کنید .


 
چگونه به یک نتیجه قابل قبول برسیم؟؟!!!
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸ 

برای اینکه به نتیجه قابل قبول برسیم ابتدا باید راهی پیدا کنیم. انتخاب راه، یک جریان پیچیده است ولی بر اثر تکراربه نوعی برایمان عادت شده


اصولاما انسان‌ها در زندگی خودمان به شکل‌های مختلفی فکر می‌کنیم ، تصمیم می‌گیریم و عمل می‌کنیم. چیزی که باعث می‌شود به فکر و رفتارمان نمره خوبی بدهیم و به خودمان بگوییم "آفرین، گل کاشتی " ؛ نتیجه مثبتی است که از اقدام خود به دست آورده ایم.

 

برای اینکه به نتیجه قابل قبول برسیم ابتدا باید راهی پیدا کنیم. انتخاب راه، یک جریان پیچیده است ولی بر اثر تکراربه نوعی برایمان عادت شده و فقط در برخی مواقع که موضوع بزرگ و حساس است متوجه پیچیدگی پدیده انتخاب می‌شویم؛ انتخاب راه، شاید هم چاه !

 

اینکه هر کدام از ما چگونه راه خود را انتخاب می‌کنیم و از چه شیوه‌هایی در انتخاب راه کمک می‌گیریم به عوامل مختلفی بستگی دارد. مثلابه ذهنیت ، طرز فکر و نوع نگاه ما، به شیوه تربیت در خانواده و شاید به شکل مختصر و مفید بتوانیم بگوییم به "فرد و محیط پیرامونش" بستگی دارد.

 محیط پیرامون یعنی آنچه در اطراف ماست و می‌تواند بر ما تاثیر بگذارد. خانواده ، فامیل ، دوست و آشنا، مدرسه ، معلم‌ها و همکلاسی‌ها، محیط کار، همکاران و غیره. معمولاهمه ما سعی می‌کنیم کوتاه ترین راه را انتخاب کنیم چون با این کار، هم در وقت، انرژی و هزینه صرفه جویی می‌شود و هم سرعت ما در رسیدن به نتیجه بالاتر می‌رود.

 

به مرحله مهمی رسیده ایم همان چیزی که دنیای ما به شدت درگیر آن است؛ سرعت. مانند تحولات سریع علمی ، پیشرفت‌های شتابان صنعتی و غیره. پس می‌توانیم بگوییم سرعت در کارها و رسیدن به مقصد خیلی اهمیت دارد.

 

مراحلی که در مورد آن گفتیم؛

 

1 - انتخاب هدف

2- انتخاب راه

3- پیمودن راه با سرعت

4- رسیدن به هدف.

 

به عنوان مثال، ترافیک خیابان وحشتناک است. حسن در تاکسی پشت ترافیک و چراغ قرمز مانده . ساعت 15:40 بعدازظهر است. ساعت 16 جلسه مهمی دارد. باید به موقع خود را به جلسه برساند(هدف: به موقع در جلسه حاضر شدن.) باید زودتر آماده می‌شد و به راه می‌افتاد، اما خواب دلچسب بعد از ظهر نگذاشت. راننده حوصله اش از ترافیک سر رفته. حسن از او خواهش می‌کند از خیابان نزدیک چهار راه برود. راننده : "آقا، ورود ممنوعه"! حسن : "داداش ، خواهش می‌کنم، خیلی دیرم شده. " راننده به سرعت وارد خیابان ورود ممنوع می‌شود (انتخاب راه.) با چراغ زدن سریع خیابان را می‌رود (پیمودن راه با سرعت.) حسن پیاده می‌شود. ساعت 16:05 حسن در اتاق جلسه است (رسیدن به هدف.)

در این مثال به راحتی می‌توان مراحل رسیدن از مقصد به هدف را مشخص کرد، همین طور عوامل موثر در طی شدن مسیر از خانه تا محل جلسه را که شامل "خواب بعد از ظهر"، "اصرار حسن بر ورود ممنوع رفتن راننده" و" بی حوصلگی راننده از ماندن در ترافیک" است. نکته مهمی که در تمام این مراحل نقش بازی می‌کند ذهنیت و هنجارهایی است که هر کدام از ما برای خودمان داریم و در انتخاب مراحل کار، فعالیت و زندگی ما نقش بسیار موثری را بازی می‌کند که به علت درونی بودن آنها در ما، وجودشان را احساس نمی کنیم. 
    
ریشه‌های ذهنیت چیست؟
بخش مهمی که همیشه در انتخاب راه و رسیدن به اهداف به ما کمک می‌کند، ذهنیت ، حافظه تاریخی و در کل، تجربیات ماست. یعنی در انتخاب‌هایمان به دانسته‌ها و تجربیات مان، آنچه در ذهنمان است، مراجعه می‌کنیم ، منافع و ضررهای حرکت و انتخاب خود را می‌سنجیم، بعد راهی که به نظرمان برای رسیدن به هدف بهتر است را انتخاب می‌کنیم. نقطه دیگر تجربه و دانسته‌های ذهنی ما، ریسک کردن است، اینکه ما بر خلاف دانسته‌ها، ذهنیت، تجربه و شناختمان عمل کرده و راه پر خطر را برای رسیدن به هدف انتخاب کنیم. شاید به طور فرضی بتوانیم چنین منابعی را برای انتخاب راهها نام ببریم: 1- براساس تجربه‌های شخصی 2 - بر اساس سنت‌های جامعه 3 - براساس ریسک . موارد فوق، برخی از منابعی هستند که به ما کمک می‌کنند بهترین راه را برای رسیدن به هدف انتخاب کنیم. حال ببینیم تعریف هر کدام از این منابع ذهنی چیست.
 
    
 1- تجربه‌های شخصی:
آنچه که در طول زندگی و بر اثر تکرار برایمان مسجل و قطعی شده است. مثلا" وقتی در کودکی دستمان به اتو خورده یا کبریت آتش زدیم و فرش یا لباسمان را سوزانده ایم یعنی بر اثر تکرار ، آزمون و خطا برایمان قطعی شده که در صورت انجام این کارها، به خودمان و اثاثیه زندگی آسیب می‌زنیم. 
   
2- سنت‌های جامعه:
آنچه که در طول سالیان دراز و تجربه‌های نسل‌های قبلی برای ما به جا مانده. این نوع شیوه‌های انتخاب راه از آداب ، رسوم و ارزش‌های جوامع به دست آمده است. "سنت‌ها شامل مجموعه آداب و سنن، اعتقادات، ارزش‌ها و تمامی تجربیات مردمند و راه‌های آزموده حیات اجتماعی به حساب می‌آیند." در اکثر جوامع، اعتقادات مذهبی تاثیر زیادی بر سنت‌ها گذاشته،به طوری که عقاید دینی ، جزئی از سنت‌ها و آداب و رسوم شده است. در جامعه ما، همین قضیه مشاهده می‌شود و سنت‌های ما بسیار با معتقدات مذهبی عجین شده است.
 
    
3- ریسک:
معمولا" اقدامات و کارهای غیر متعارف و معمول ما جزء موارد ریسک دار و پرخطر حساب می‌شوند. غیرمعمول بودن این کارها از آن جهت است که افراد خیلی کمی را دیده ایم که چنین کاری را انجام دهند. در مورد انتخاب راه هم همین طور است. در انتخاب راه براساس ریسک، افراد کمی بوده‌اند که چنین راهی را انتخاب کرده‌اند. غیر متعارف بودن کار، به خاطر آن است که باسنت‌های جامعه، مغایرت و با تجربیات و ذهنیت فرد نیز سازگاری و مطابقت کمی دارد. در واقع، راهی که انتخاب کرده ایم تا حدود زیادی برایمان ناشناخته و مبهم است. اگر فرد در حالت عادی ، در زمان انتخاب راه ، دچار شک و تردید، اضطراب، نگرانی و دلهره شود، این حالات نشان می‌دهد که در انتخاب راه تا حدودی دچار ریسک شده است..


کلمات کلیدی:
 
ایا موجوداتی مانند جن در زندگی انسان وجود دارند؟
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ 

ایا موجوداتی مانند جن در زندگی انسان وجود دارند؟

 پاسخ این پرسش را می‏توان در دو بند بررسی کرد:

یکی این که آیا موجوداتی به نام جن و روح وجود دارند یا نه، و دیگر این که دخالت آن‏ها در زندگی انسان‏ها چگونه و به چه میزانی است.

مسأله وجود جن چیزی است که افزون بر تجربه و اعتراف ادیان گوناگون بشری به آن، آیات فراوانی از قرآن کریم آن را اثبات می‏کند.

در قرآن، بیش از 22 مورد از آن یاد شده است. بر حسب آن چه از آیات قرآن کریم استفاده می‏شود، جن موجودی است که به طور طبیعی با دیدگان ما قابل رؤیت نیست؛ امّا همانند انسان‏ها درک و عقل می‏دارد و نیز دارای شهوت و تمایلات نفسانی است.

این موجودات نیز چون آدمیان به گروه خوب و بد، مسلمان و کافر و ستمگر و عادل تقسیم می‏شوند. جن از آتش خلق شده؛ چنان که انسان از خاک آفریده شده است؛ ولی خلقت جن از آتش به این معنا نیست که هم اکنون نیز او خواص آتش را دارد؛ چنان که انسان خواص خاک را ندارد.

در کتاب قاموس قرآن با استناد به آیات قرآن، خواصّی برای جن ذکر شده که به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

 1. جّن و انس، دو موجود ارزشمند هستند و قرآن آن‏ها را ثقلان نامیده است.

 2. جن از آتش (نیرو و حرارات مخصوص) آفریده شده است؛

 3. جن مانند انسان، مکلّف به انجام دادن اعمال است؛

 4. گنهکاران و کافران جن همچون انسان‏ها اهل جهنّم هستند؛

 5. جن‏ها نیز همچون انسان‏ها می‏میرند و از بین می‏روند؛

 6. جن ما را می‏بیند؛ ولی ما او را نمی‏بینیم؛

 7. آن‏ها مانند آدمیان کار می‏کنند و قدرت کار کردن دارند؛

 8. تکثیر جن به وسیله ازدواج صورت می‏گیرد؛

 9. جنّیان به رسول خدا ایمان آوردند؛

 10. آنان همچون ما سخن می‏گویند و یک‏دیگر را به نیکوکاری دعوت می‏کنند؛

 11. در سوره الرّحمن، 31 بار به جن و انس با لفظ «فبای الأ ربکما تکذبان» خطاب شده است;{1}

 

امّا روح بر دو معنااطلاق می‏شود: یکی روحی که موجودات ذی روح و زنده دارند که انسان یکی از آن‏ها است و آن واقعیّتی قابل درک است؛ چه این که تمام آثار و حرکات جسم به وسیله روح انجام می‏شود و جسم، ابزاری برای روح است، و جسم بدون روح جمادی بیش نیست و نیز از ضروریات ادیان الهی این است که این روح پس از مرگ تا قیام قیامت حالاتی دارد که همه آن‏ها دقیقاً بر ما آشکار نیست.

امّا بعضی روایات و آیات قرآن کریم، برخی از ابعاد آن را بیان کرده است. و برای اطّلاع بیش‏تر می‏توان به کتاب‏های مربوط به معاد و عالم پس از مرگ مراجعه کرد.

 معنای دیگری که کلمه روح در آن به کار رفته، به ویژه در قرآن مجید، ملک و فرشته‏ای الهی است که گاهی با عنوان روح القدس و گاهی روح الامین از آن یاد شده؛ البتّه در برخی آیات قرآن، جدا از فرشتگان و در عرض آن‏ها ذکر شده است به این صورت که در دو مورد، روح پس از ملائک آمده؛ مانند سوره قدر که می‏فرماید: «تنزل الملائکْ و الروح»;{2} در سوره معارج نیز آمده است: «تعرج الملائکه و الروح الیه»;{3}در سوره نبا، بر عکس آن دو آیه، روح را پیش از ملائکه ذکر کرده است: «یوم یقوم الروح و الملائکه صفا»;{4} که شاید از باب ذکر خاص بعد از عام یا ذکر عام بعد از خاص باشد که این گونه بیان به سبب بیان شرافت و عظمت بیش‏تر آن یک مورد است؛ بنابراین، از آیات پیش گفته به دست می‏آید که روح از سایر ملائکه برتر و گرامی‏تر است و شاید روح موجودی غیر از فرشتگان و برتر و گرامی‏تر از آن‏ها باشد. در پاسخ بخش دوم پرسش که جنّ و روح در زندگی انسان‏ها نقش دارند نیز می‏توان گفت: با توجّه به این که شیاطین گونه‏ای از جنّیان هستند، به تصریح آیات قرآن کار شیطان چیزی جز وسوسه قلبی و نیکو نمایاندن بدی‏ها، زشت جلوه دادن خوبی‏ها و ایجاد غفلت در انسان نیست؛ البتّه آنان نمی‏توانند در انسان تأثیر فیزیکی داشته باشند. در سوره ابراهیم، آیه 22، خداوند مناظره شیطان با جهنّمیان را بیان می‏کند که شیطان به آنان می‏گوید: «ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی و لوموا انفسکم...؛ تسلّطی از جانب من بر شما نبود، جز این که شما را دعوت کردم و شما اجابت کردید؛ پس مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید. در سوره نسا، آیه 120 نیز قرآن می‏فرماید: «یعدهم و یمنیهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا؛ به آن‏ها وعده می‏دهد و آن‏ها را به هوس می‏اندازد و شیطان جز برای فریب، وعده‏ای نمی‏دهد». این قبیل آیات در قرآن بسیار است که گاهی وعده فقر و گاهی نسیان (فراموشاندن) به شیطان نسبت می‏دهد و گاهی او را همنشین کسانی معرّفی می‏کند که از یاد خدا روی برتافته‏اند.

 

 در این آیات مقصود از شیطان جن‏هایی هستند که به خداوند کافر بوده، و دشمن بشرند. آن‏ها انسان‏ها را می‏بینند؛ ولی انسان‏ها آنها را نمی‏بینند. در سوره اعراف آیه 27 نیز قرآن می‏فرماید: «ای فرزندان آدم! شیطان شما را گول نزند؛ آن گونه که پدر شما را از بهشت خارج کرد و پوشش آن‏ها را کند تا زشتی‏هایشان را نشانشان دهد. به درستی که شیطان چنین است. او و گروهش شما را می‏بینند از جایی که شما آن‏ها را نمی‏بینید. ما شیاطین را دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‏آورند». در سوره کهف نیز پس از آن که به داستان سجده نکردن ابلیساشاره‏ای شده است، می‏فرماید: «او از جن بود؛ پس از امر پروردگارش سرپیچی کرد. آیا او و فرزندانش را به جای من، دوستان خود می‏گیرید، در حالی که او دشمن شما است؟ [او]بد جایگزینی برای ستمگران است»؛ البتّه انسان هر مقدار که بیش‏تر از خدا روی بگرداند، شیطان بر او مسلّطتر می‏شود. در سوره نحل، آیات 98 تا 100 آمده است: «پس آن گاه که قرآن را قرائت کردی، به خداوند از شیطان رانده شده پناه بر؛ زیرا برای او تسلّطی نیست بر کسانی که ایمان آوردند و بر پروردگارشان توکّل کردند. فقط تسلّطش بر کسانی است که او را ولی خود گرفتند و آن‏ها که به خداوند مشرک کند». با توجّه به این آیات و آیات دیگر قرآن، و روایات فراوانی که در این زمینه‏ها آمده است، شیاطین که همان جنّیان کافر و فاسق و دشمن انسان‏ها هستند، فقط از راه وسوسه و نفوذ در دل در کمین نشسته‏اند و ایمان و توکّل به خدا و پناه بردن به او می‏تواند نقشه آن‏ها را نقش بر آب کند؛ ولی جنّیان مؤمن، هیچ گونه آزادی به انسان‏ها نمی‏رسانند؛ البتّه بر حسب آن چه مشهور است، امکان دارد جنّیان در وضع خاصّی برای افراد ویژه‏ای ظاهر شوند و برخی کارها را انجام دهند؛ ولی بیش‏تر قصّه‏هایی که گفته می‏شود، چیزی جز خرافات، افسانه‏ها و تخیّلات نیست بسیاری از افراد ساده درباره تشنّج ها و بیماری‏های مربوط به اعصاب که احیاناً ناشی از کمبود کلسیم و سایر عناصر لازم برای سلامت است، تصوّر می‏کنند که شخص بیمار جن زده شده و به جای معالجه‏های مناسب پزشکی و درمان اعصاب، دنبال افرادی که بسیاری از آن‏ها شیّاد و حقّه‏بازند، می‏روند تا جن را از آنان دور کنند؛ به همین سبب است که این اعتقادات در نقاطی که مردم آن بی‏سوادتر و از فرهنگ دورتر هستند، بیش‏تر رایج است و مردم فهمیده و دانشمندان، کم‏تر اسیر این خرافات می‏شوند. نقش روح در زندگی انسان نیز پر واضح است؛ زیرا هر انسانی به وسیله روح مخصوص به خود زنده است؛ ولی تصرّفات ارواح مرموز و مردگان قبلی در انسان‏های زنده بیش‏تر تخیّلاتی است که درباره به جن وجود دارد. آن چه که گاهی میان مردم به صورت احضار روح مطرح است، حتّی با فرض مشاهده برخی آثار و حرکات، دلیلی بر این که انجام دهنده آن‏ها روح باشد، آن هم روح فلان شخص معیّن وجود ندارد و حداکّثر ثابت می‏شود که عوامل و موجوداتی غیر از آن چه ما با حواسّ پنجگانه خود حس می‏کنیم، وجود دارد که وجود موجودات غیر محسوس از نظر ما قطعی و صد در صد است؛ ولی حضور روح ثابت نمی‏شود؛ بلکه از ادله عقلی و نقلی به دست می‏آید که ارواح مؤمنان و همچنین ارواح کافران پس از مرگ آن چنان رها نیستند که هر شخصی بتواند آن‏ها را احضار کند و به اجبار، آن‏ها را به حرف زدن وادارد. در عین حال، امکان آن را نمی‏توان انکار کرد.

 

 


کلمات کلیدی: جن ، جن و انسان ، وجود جن
 
اعتقاد یا باور؟؟؟!!!! درست یا غلط؟؟!!!
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ 

یک روزی از روزها دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد.
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد.
پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است.
در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت.
میدانید چـــــرا ؟
دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش .

اگر ما در میان اعتقادات و باورهاى خویش جستجو کنیم، بى‌تردید دیوارهاى شیشه‌اى بلند و سختى را پیدا خواهیم کرد که نتیجه مشاهدات وتجربیات ماست و خیلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائیده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند.


کلمات کلیدی: باور ، اعتقاد
 
زندگی الفبا دارد؟؟!
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ 

سلام دوستان گرامی

بالاخره بعد از مدت ها تونستم وبلاگم را بروز کنم

دعا کنید باز ایندفعه که بروز کردم نرم که دیگه نیام

راستی این مطلب را برام ایمیل زده بودن به نظرم قشنگ و جالب بود گفتم بزنم شما هم استفاده کنید

برام دعا کنید

الفبــــای زنــــدگی !
 

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها

س: سخاوت برای گشایش کارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های دردمند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امیدها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک


کلمات کلیدی: الفبای زندگی
 
الماس درون خود را بیابید
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧ 

می گویند کشاورزی افریقایی در مزرعه اش زندگی خوب و خوشی را با همسر و فرزندانش داشت. یک روز شنید که در بخشی از افریقا معادن الماسی کشف شده اند و مردمی که به آنجا رفته اند ، با کشف الماس به ثروتی افسانه ای دست یافته اند .

او که از شنیدن این خبر هیجان زده شده بود ، تصمیم گرفت برای کشف معدنی الماس به آنجا برود. بنابر این زن و فرزندانش را به دوستی سپرد و مزرعه اش را فروخت و عازم سفر شد .

او به مدت ده سال افریقا را زیر پا می گذارد و عاقبت به دنبال بی پولی ، تنهایی و یاس و نومیدی خود را در اقیانوس غرق می کند .

اما زارع جدیدی که مزرعه را خریده بود ، روزی در کنار رودخانه ای که از وسط مزرعه میگذشت ، چشمش به تکه سنگی افتاد که درخشش عجیبی داشت . او سنگ را برداشت و به نزد جواهر سازی برد . مرد جواهر ساز با دیدن سنگ گفت که آن سنگ الماسی است که نمی توان قیمتی بر آن نهاد.

مرد زارع به محلی که سنگ را پیدا کرده بود رفت و متوجه شد سرتاسر مزرعه پر از سنگهای الماسی است که برای درخشیدن نیاز به تراش و صیقل داشتند.

مرد زارع پیشین بدون آنکه زیر پای خود را نگاه کند ، برای کشف الماس تمام افریقا را زیر پا گذاشته بود ، حال آنکه در معدنی از الماس زندگی می کرد !

در وجود هر یک از ما معدنی از الماس وجود دارد که نیاز به صیقل دارد ؛ معمولا آنچه که می خواهیم ، هر آنچه آرزوی رسیدن به آن را داریم و بالاخره تحقق همه ی آرزوهایمان در اطرافمان قرار دارد ، اما افسوس که متوجه ی آن نمی شویم .

در حالی که می بایست آستین ها را بالا زد و با برنامه ریزی و تلاش و کوشش صحیح الماس وجودی مان را جلا ببخشیم.


کلمات کلیدی: الماس ، وجود انسان
 
رنگ درمانی
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸٧ 

رنگ درمانی

آیا تاکنون فکر کرده اید که دنیا بدون رنگ چگونه خواهد بود ؟ شاید بپرسید چرا باید دنیا را بدون رنگ مجسم کرد ؟ حال آنکه همه چیز در دنیای ما رنگی است ولی در حقیقت نمی توان گفت دنیای ما رنگی است بلکه باید گفت رنگی به نظر می رسد. اگر از شما بپرسند رنگ چیست چه جوابی می دهید ؟ تا سیصد سال پیش گمان می کردند که رنگ جزئی از خود اشیاست.
در ســــال
۱۶۶۶ میلادی نیوتن دانشمند انگلیسی کشف کرد که نور سفید از رنگ های مختلفی تشکیل شده اســــت و رنگ هایی که ما می بینیم بخش هایی از نور سفید است که از اشیاء گوناگون بازتاب می یابـــــد. حال می خواهیم به خواص درمانی رنگ ها بپردازیم .

رنگ قرمز :

قرمز رنگی است که با کوتاهترین طول موج و مناسب ترین رنگ برای درمان کم خونی و کمبود آهن بدن مفید است. رنگ قرمز اعصاب و خون را تحریک و با اثرات مضر سرما مبارزه می کند. از تاثیر نور قرمـز حرارت بـــدن بالا می رود و گردش خون بهتر می شود. قرمز محرک و انرژی زای قوی است . اثرات فیزیکی سودمنـد رنگ قرمز در موارد زیـــــر به کار می رود:

زکام ، احساس سرما و لرزش ، برونشیت ، کم خونی ، دردهای روماتیسمی که بر اثر سرما تشدید شده اند ، یبوست بر اثر ضعف روده. قرمز جریان خـــون را افزایش می دهد و از این طریق مقابله کافــی در برابـر عفونت ها را ممکن می سازد. افراد مبتلا به فشار خون بالا ، عصبی مزاج و یا دچار تب شدید و ناراحتی های روحی بهتر است از رنگ قرمز کمتر استفاده کنند .

رنگ نارنجی :

نارنجی سمبل انرژی است، رنگ نشاط و پایکوبی است . این رنگ را ضد خستگی نیز نامیده اند، از پرتو نارنجی برای درمان سنگ های کلیوی و سنگ کیسه صفرا استفاده می شود . رنگ نارنجی سیستم تنفسی و قابلیت تثبیت کلسیم را تحریک می کند اثر ضد اسپاسم آن غیر قابل انکار است.اثرات فیزیکی سودمند نارنجی در موارد زیر به کار می رود :  پایین بودن قدرت تنفسی ، برونشیت ، آسم ، زکام های مزمن ، پرکاری تیروئید . در نور نارنجی افسردگی برطرف گشته، احساس سرخوشی و شادمانــــی جایگزین آن می شود .

رنگ زرد :

رنگ زرد سیستم اعصاب مرکزی و نیروی عضلات را تحریک می کند، زرد رنگی است که  در درمان فلج موثر است .

در معالجه اگزما به عنوان رنگی مهم برای پوست عمل می کند. در موارد روماتیسم رنگ زرد به دلیل شکستن رسوبات کلسیم تجمع یافته، رنگی مفید خواهد بود . رنگ زرد تولید ترشحات گوارشی را به شکل محسوسی افزایش می دهد . زرد رنگ جدایی و سردی است و در صورت کاربرد بیش از حدآن ممکن است در فرد احساس انزوا نسبت به محیط و مردم پدید آید . اثرات فیزیکی سودمند رنگ زرد در این موارد به کار می رود : یبوست ، اگزما ، سوء هاضمه مزمن ، سردرد میگرن ، انگل های روده ای و تنبلی کبد.

رنگ سبز :

رنگ سبز در میانه طیف و به دور از انتهای گرم وسرد آن قرار دارد . سبز رنگ تعادل ، توازن و همدلی است. رنگ سبز با خواص ضدعفونـی در درمان عفونت ها به کار می رود ، بدن را از سموم پاک کرده و از طرفی باعث هماهنگی جســـم ، ذهــــــن و روح می گردد. پوشیدن دائمی لباس با این رنگ می تواند در دراز مدت اختلالاتی را ایجاد کند . رنگ سبز فشار خون را  کاهش می دهد . اثرات فیزیکی سودمنــد رنگ سبـز در این مــوارد به کار می رود: بی خوابی ، اختلالات عمیق احساس ، دردهای کمر ، تحریک پذیری ، فشار خون بالا ، بی خوابی را تسکین داده ، حملات خشم را کاهش می دهد و فشار عصبی را آرام می کند .

رنگ آبی :

 بر خلاف قرمز رنگ آبی انبساط دهنده است . این رنگ برای درمان تنش ، ترس ، طپش قلب وبی خوابی به کار می رود . رنگ آبی قدرت دفاعی بدن را افزایش می دهد به همین دلیل استفاده از ایـن رنگ خصوصاً در رابطه با ناراحتی های عفونی که با تب همراه باشد توصیه می شود . رنگ آبی به شکل مثبت بر جذب و هضم غذا و تقویت خون تاثیر دارد . آبی اثر آرام کننده و طراوت بخش بر سیستم اعصاب داشته و به شخص امکان می دهد که بر خودخواهی خویش غلبه کند..  شفقت، درک و فهم را در فرد بارز می کند اثرات فیزیکی سودمند رنگ آبی در این موارد به کار می رود :

سردرد ، حالت تهوع ، سرفه های عصبی ، ناراحتی های گلو، عفونت ها ، تب ، ورم چشم ، بحران های حاد روماتیسمی ، دندان درد ، صرع ، انقباضات معده ، ریزش مو ، ناراحتی های پوستی ، بی خوابی ، سوختگی ها ، گاز گرفتگی ، احساس گرما ، زخم معده و دردهای ستون فقرات، استفاده دائمی از لباس هایی با رنگ آبی می تواند باعث افسردگی و خستگی شود .
رنگ بنفش :

بنفش رنگ روحانیت ، عزت نفس و وقار است . رنگ بنفش برای اختلالات روانی مثل اسکیزوفرنیا بسیار موثر است . این رنگ دارای اثر آرام کننـده بر قلب بوده و اثر تصفیه کننده ای بر خون دارد . رنگ بنفش سموم بدن را دفع می کند. اثر هیجانی آن در رابطه با کاهش احساس نفرت ، تحریک پذیری و خشم شناخته شده است و تمام هیجانات افسار گسیخته را آرام می سازد .

 رنگ بنفش همچنین بطور قابل ملاحظه ای اضطراب و ترس را کاهش می دهد. اثرات سودمند رنگ بنفش در این موارد به کار می رود :

ناراحتی های طحال ، ســـوء هاضمه مزمن ، ناراحتی های مثانه ، راشیتیسم ، استخوان بندی نامناسب ، دردهای مزمن کمر ، ناراحتی های روماتیسمی بر اثر سرما و رطوبت و ذات الریه .

منبع: سایت مردمان


 
نقش رنگ در زندگی
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٧ 

تا به حال شده است برای این که احساس آرامش بیشتری کنید خودتان را بین ملحفه های سبزرنگ بپیچانید تا به خواب روید؟
آیا برایتان پیش آمده هنگام انجام یک مصاحبه شغلی لباسی به رنگ قرمز بپوشید و آن را عامل موفقیت خود بدانید؟
آیا رنگهایی که در لباس و دکوراسیون خانه شما به کار رفته اند می توانند رفتار و سطح انرژی یا زندگی شما را بهبود بخشند؟ می توانید امتحان کنید.

سبز لیمویی:

پوشیدن لباسی به این رنگ یا استفاده از آن در تزیین و دکوراسیون منزل می تواند توانایی منطقی و پیگیر بودن شما را بیفزاید.
سبز لیمویی به شما این امکان را می دهد که بفهمید برای پیشرفت بیشتر خود به چه چیزی نیاز دارید.
سبز:
لباس یا دکوراسیون سبزرنگ کمک می کند احساس نزدیکی بیشتری با طبیعت داشته باشید و نیز باعث می شود به دیگران احساس راحتی و آرامش بیشتری ببخشید.استفاده از این رنگ همانند یک خاک حاصلخیز باعث می شود دنیایی پربار برای شما به وجود آید. طبیعت ذاتی این رنگ که نوعی توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشویق می کند به نجوای درون خود گوش دهید و بفهمید برای این که شما و دیگران از احساس راحتی بیشتری برخوردار باشید به چه چیزی نیاز دارید.

سبز کله اردکی:

این رنگ توانایی شما را در قدرت انتقال فکر افزایش می دهد. همچنین باعث می شود سیاست بیشتری در زندگی تان داشته باشید.
استفاده از این رنگ که نوعی آبی آمیخته با سبز است به شما این باور را القا می کند که می توانید با دست خود آینده ای دلخواه بسازید.
آبی:
لباس و آرایش آبی رنگ ، شما را بیشتر رویایی می کند و الهامات شما را افزایش می دهد. این رنگ بسیار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان می شود.

اثر آرامش بخش این رنگ باعث می شود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و رویاها و اهدافتان نظم و ترتیب بیشتری بگیرند.
نیلی:
رنگ لباس یا تزیینات و آرایشی که به رنگ نیلی باشد می تواند قدرت خطرپذیری شما را افزایش دهد. نیلی اعتماد به نفس بیشتری به شما می دهد تا به نقشه هایی که در سر می پرورانید جامه عمل بپوشانید.

استفاده از رنگ نیلی که نوعی آبی آمیخته با قرمز است ، کمک می کند آینده ای خوب و برنامه ریزی شده را برای خودتان ایجاد کنید.
این رنگ به شما کمک می کند دلواپسی هایتان را به کارهایی مثبت تبدیل کنید.

بنفش:
رنگ بنفش بر خیالپردازی شما می افزاید و کمک می کند احساس قدرت و اختیار بیشتری کنید.این رنگ همچنین سبب تقویت کردن عمق احساسات شما می شود و شما را صاحب اراده ای مصمم تر می کند و توانایی تان را در ارائه راهبردهای جدید در زندگی افزایش می دهد.

بنفش تیره:

این رنگ اشتیاق و خوشبینی شما را افزایش می دهد. استفاده از این رنگ به شما الهام می کند باید کاری جدید را آغاز کنید.
اگر لباسی به این رنگ بپوشید یا در دکور منزلتان از این رنگ بهره گیرید بد گمانی شما را کاهش می دهد و فرصتهای جدیدی را برای شما می گشاید.

قرمز:
لباس و آرایش قرمزرنگ شما را بیشتر اهل عمل می کند و پرمایه و مبتکر می سازد. استفاده از قرمز آتشین به شما علم و قدرت این را می دهد که حرف دلتان را براحتی بزنید و آنچه را دوست دارید به دنیا بگویید.

نارنجی پررنگ:

استفاده از این رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک می کند به شخصیت خود احترام بیشتری بگذارید. نارنجی پررنگ شما را تشویق می کند تا خودتان را قبول داشته باشید و آنها را که دوستشان دارید، تحسین کنید.

نارنجی:
رنگ نارنجی به شما احساس شهامت و بیباکی می دهد. این رنگ که گرمترین رنگ اتمسفر است نظم و ترتیبی را که نیاز دارید تا انتظارات غیرواقعی را از خود دور کنید به شما می بخشد.

طلایی:
استفاده از رنگ طلایی در لباس و آرایش یا وسایل منزل باعث می شود احساسات و سرزندگی شما بیدار شود. استفاده از رنگ طلایی به شما نیرویی می بخشد تا آن چیزی را که باعث خرسندی و رضایت خاطرتان می شود، پیدا کنید.

زرد:
رنگ زرد باعث می شود ذهنتان بیشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترین رنگ در طیف است ذهنی سیال تر و بازتر را برای شما خلق می کند.

این رنگ سبب می شود نقطه نظرات دیگران را بهتر بفهمید و سیاست بیشتری در زندگی خود اعمال کنید.

سیاه:
استفاده از این رنگ باعث می شود توانایی بیشتری در تمرکز کردن داشته باشید. استفاده از رنگ مشکی ، یعنی غیبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان می دهد.

در تاریکی ، افکار شما باطنی و درونی شده و بهتر می توانید برروان و احساسات درست خود تمرکز کنید.

قهوه ای:

لباس قهوه ای رنگ یا اتاقی که به این رنگ تزیین شده باشد، آگاهی و هوشیاری شما را افزایش می دهد. این رنگ به شما کمک می کند واقعیت هر موقعیتی را بهتر دریابید و بدانید چه چیزی برای شما بهترین خواهد بود.

سفید:
لباس یا دکوراسیون سفیدرنگ قدرت تحلیل شما را افزایش می دهد. استفاده از رنگ سفید که اصل همه رنگهاست ، به شما احساس آزادی و رهایی بیشتری می بخشد.این رنگ هر موقعیت یا ارتباطی را که باعث می شود بتوانید از حل مشکلاتتان برآیید برای شما روشن می کند.

 رنگ قرمز

این رنگ نشان میل شدید نسبت به چیزی یا کاری و نمادی از حسرت، تمایل و اشتیاق است .قرمز رنگ عشق و خون است. قرمز رنگ جنگ و جرات و جسارت است. قرمز رنگ نفسانیات و اعلام خطر است و سمبل عشق و تحرک. در بسیاری از کشورها از جمله ستانهندو رنگ لباس عروسی قرمز است. و بسیاری از کشورها هم رنگ قرمز را رنگ شادی می‌‌دانند.

روانشاسی رنگ قرمز

انسان‌هایی که علاقه وافری به رنگ قرمز دارند در رده تیپ روانشاسی قرمز قرار می‌‌گیرند. قرمزها انسان‌های قدرتمندی هستند و از انرژی سرشاری برخوردارند.به گونه‌ای که ذخیره انرژی انها نا تمام به نظر می‌‌رسد. انها هیچگاه در ابتدا از سختی و سهولت کار پرسشی نمی‌کنند بلکه بی درنگ دست به کار می‌شوند. انان مدیرانی قوی، سر سخت، جاه طلب، حکم فرما و خواستار اولویت و ارجحیت هستند به گونه‌ای که هیچ ایراد و انتقادی هر چند کوچک نمی‌پذیرند. سبک رهبری آنان سلطه جویانه، ارباب گونه، ریاست طلبانه و گاه ستیزه جویانه و تجاوز کارانه است.

 انسان قرمز با کمال علاقه مدیریت و رهبری را به دست گرفته و نقشی تعیین کننده ایفا می‌کند. در اجتماع رخدادها قرار می‌گیرد و این کار رانیز با علاقه و تمایل انجام می‌‌دهد .

تیپ قرمز بسیار رک و صادق است. همسر مناسب این افراد. فردی از تیپ آبی است. یک زندگی خانوادگی آرام و هارمونیک برای این افراد تنها با تیپ آبی قابل درک است.

چرا که آبی‌ها عقب می‌‌نشینند و فرمان پذیری می‌کنند تیپ قرمز در درون خود تصور اثبات شده نادرستی دارد و گمان می‌کند که هیچ مشکلی با دیگران ندارد. دلیل این واقعیت پنهان است که او معمولاً به نظرها و عقاید اطرافیانش گوش نمی‌سپارد و علاقه‌ای به شنیدن آنها ندارد.قانون زندگی قرمزها می‌‌گوید: انسان می‌تواند هر آنچه را می‌‌خواهد بدست آورد. و خواستن توانستن است. شعار قرمز هاست.

قرمز رنگ انسان‌های تند خو و آتشین مزاج است که با کمی ناراحتی از کوره در میروند. قرمز رنگ متولدین فرودین است. تعداد بسیار کمی از متولدین برج قوچ رنگ قرمز را رنگ مورد علاقه خود نمی‌دانند

منبع سایت مردمان